انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٢٢
اين گذاشتند كه موجوديت تشكل را به طور رسمى اعلام كنند. ده نفر به عنوان هيئت مركزى سازمان و ده نفر هم اعضاى مخفى آن تا در صورت دستگيرى اعضاى اصلى سازمان بصورت مخفى كار را ادامه دهد لكن اعلاميه امام در آستانه محرم كه به مبارزين دستور داده بودند مجالس را گرم كنند اجتماعات با شكوه ترتيب دهند باعث تعويق اعلان موجوديت تشكل شد.
وقتى اين اعلاميه با اين همه دستورات زياد و واقعاً خونين رسيد، ما احساس كرديم كه وظيفه مان تغيير كرد؛ يعنى بايد كار ادامه اين تشكيلات را براى بعد از محرم بگذاريم و فعلًا تمام نيرويمان را در راه زنده كردن مضمون اين اعلاميه به كار ببريم «١» براى انجام اين مأموريت و بر پايى مجالس شور حسينى در دهه محرم به مشهد بازمىگردند و مسجد كرامت ديگر بار كانون مبارزات مردم مشهد مىشود. ايشان و شهيد هاشمىنژاد، آقاى طبسى و چند طلبه ديگر ستادى را جهت هدايت مبارزين در مسجد تشكيل مىدهند.
ما در اين مسجد روز را با امنيت مىگذرانديم و هيچ واهمهاى نداشتيم كه بيايند مسجد را تصرف كنند يا ماها را بگيرند، لكن شبها را آهسته از تاريكى استفاده مىكرديم مىآمديم بيرون و در يك منزلى غير از منازل خودمان مىرفتيم و هر شب چند نفرى در مسجد مىمانديم خيلى شب و روزهاى پرهيجان و پرشورى بود تا اينكه مسائل آذرماه مشهد كه مسائل سختى بود پيش آمد و ابتدا به بيمارستان حمله كردند كه همان روز حمله ما رفتيم در بيمارستان متحصن شديم ... اين تحصن در مشهد و خارج آن اثر مهمى بخشيد و از نقاط عطف مبارزات مشهد بود. «٢» اوجگيرى مبارزات و لزوم هدايت مبارزين، تظاهرات فراوان و سازماندهى راهپيمايىها بىسابقه چند صد هزار نفرى مشهد باعث شد كه ديگر نتوانند به تهران برگردند و ارتباطشان با ديگر اعضاى تشكل كم شد، تا اينكه با انتخاب ايشان توسط امام براى عضويت در شوراى انقلاب در روزهاى پايانى مبارزه ناچار مىشوند به تهران بيايند.
مرحوم شهيد مطهرى چند بار برايم پيغام فرستادند براى يك كار مهمى بايد بيايم تهران و لذا دوستان مشهد را راضى كردم كه بيايم تهران. آن كار مهم اين بود كه حضرت امام من را به عنوان عضو شوراى انقلاب معين كرده بودند و من از اين قضيه خبر نداشتم كه آنها مىخواستند اين مطلب را ابلاغ كنند. لهذا اين انتصاب حضرت امام موجب شد بيايم تهران. «٣»