تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٧
نگارد. هرچگونه جهد المقلّى نمود تا زبان چوبين قلم بر رشفه سطرى دو سه مسامحت كرد، و با قيود متنوعه در طريق تأليف رشفهاى چند نهاد، و فصلى چند در سير ملوك و تواريخ خلفا و نصايح و مواعظ و طرفى از طرف احوال وزرا و ظرف و لطايف و مآثر ايشان نوشت. و اين مختصر را تحفه نام كرده آمد، و بزواهر آيات و اخبار و حكم و حكايات و امثال و اشعار و ابيات موشح گردانيد، و بر قدر قدرت و حسب استعداد و استطاعت عروس سخن را بانواع حلى و حلل ترصيع و تجنيس و سجع و ايجاز و اختصار و استعارات و محاسن و غرايب كنايات آذين بست. «وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ».[١] [٤ پ]
واثق كه بشرف قبول مخصوص شود، و ذيل تجاوز بر هفوات آن مبسوط «و اللّه الموفق لاتمامه بمنّه و انعامه».
باب اول: در فضايل ولات با داد.
باب دوم: در آنچه با رعيّت مغبوناند.
باب سوم: در عدل و ظلم.
باب چهارم: در معرفت خصالى كه نظام ملك و دولت بمراعات آن منوط است و سعادت دنيا و آخرت بمحامات آن مربوط، مثل عفو و قهر و حزم و تيقّظ.
باب پنجم: در مآثر ملوك [در] جهاندارى.
باب ششم: در لطايف سخنان ملوك و نكت ايشان.
باب هفتم: [٥ ر]: در احوال وزرا و طرفى از طرف حكايات ايشان.
باب هشتم: در نتايج خواطر وزرا و حكم ايشان.
باب نهم: در تاريخ اسلامى.
باب دهم: در مواعظ ملوك.
[١] - قرآن ٦٥: ٧