ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٦ - انحصار عوامل فعليّت و به ثمر رسانندهء چهار بعد اساسى در هفت عامل
٣ - بعد شهودى - در نظر ابتدائى در دو قضيّهء مورد بحث ( علمى طبيعى و رياضى ) هيچ موضوعى براى شهود ديده نمى شود . ولى اگر از ديدگاههاى سطحى در بارهء دو قضيّهء مورد بحث عبور كنيم مى توانيم با سطوح يا ابعاد ديگرى از آن دو روبرو شويم كه ما فوق ارتباط علمى محض ما با آن دو قضيّه ميباشد . اين بيت زير را مورد دقّت قرار بدهيم :
< شعر > ذرّهها ديدم دهانشان جمله باز گر بگويم خوردشان گردد دراز < / شعر > مولوى در بيت فوق استناد به شهود نموده مى گويد : « ذرّهها ديدم » آنچه را كه مولوى و امثال وى از راه حواسّ و تعقّل در اين دنيا درك ميكنند ، عبارتست از ارتباط تفاعلى ذرّات آب مثلا با ريشهء درختان و گلها و غير ذلك و اين درك يك امر همگانى است و نيازى به شهود و رؤيت شخصى كه ما فوق حسّى و عقلى باشد ، ندارد . حال بايد ديد ارباب شهود در پديدههاى عالم طبيعت چه مى بينند كه ديگران نمى بينند مولوى مى گويد :
< شعر > لقمه بخشى آيد از هر كس به كس حلق بخشى كار يزدانست و بس حلق بخشد جسم را و روح را حلق بخشد بهر هر عضوى جدا < / شعر > < شعر > برگها را برگ از انعام او دايگان را دايه لطف عام او رزقها را رزقها او مى دهد ز ان كه گندم بىغذائى كى زهد < / شعر > موضوع شهود عبارتست از آن حقيقتى كه تفاعل موادّ را از حركت يا حركت را از تفاعل بجريان مى اندازد و ذرّه را به ميدان عوامل ابقاى وجودى آنها هدايت ميكند ، و عوامل ابقاى وجودى را بطرف ذرّهها مى كشاند .
بعبارت مختصرتر هويّت هر موجودى را در مجراى حركت قرار مى دهد . لذا بايد گفت : در همهء قضاياى علمى كه از طبيعت و ارتباط انسان با آن ، بدست مى آيد ، يك موضوع عمومى قابل شهود وجود دارد . و موضوعات ديگرى كه از مجموعهها و رويدادهاى عالم طبيعت ، قابل شهود مى باشند ، همان