ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٤ - آيا هدف از عرفان و حقّگرائى بهشت مادّى است كه خود طبيعى را خواهد نواخت
نكتهء پنجم : و الإقبال بالكلَّيّة على الحقّ خلاص ( و روى آوردن بطور كلَّى و با همهء ابعاد ببارگاه حقّ جلّ و علا خلاص شدن نهائى است ) < شعر > هر صورت دلكش كه ترا روى نمود خواهد فلكش ز دور چشم تو ربود رو دل به كسى نه كه در اطوار وجود بوده است هميشه با تو و خواهد بود < / شعر > اين يك بيت مولوى را مورد دقّت قرار بدهيد :
< شعر > قبلهء جان را چو پنهان كرده اند هر كسى رو جانبى آورده اند < / شعر > در نتيجه بقول افلاطون : انسانها براى اشباع خواستهها و استعدادهاى واقع يابى و براى رسيدن به خوشىها همه گونه راهها را در پيش خواهند گرفت ، ولى بهر امتياز و موضوعات خوشايندى كه رسيدند ، خواهند ديد آن حسّ مى خواهم و استعداد واقعيابى و لذّتى كه از خوشىها چشيدهاند ، هيچ يك به حدّ مطلق نرسيده ، و بطور موقّت آنان را بخود مشغول داشته و همهء انتظارات روح را بر نمى آورند ، به اضافهء اين كه در هر يك از خوشىها كه غوطه ور شوند و در لذّت آن فرو روند ، چيزى در مقابل از دست مى دهند :
< شعر > پس بهر ميلى كه دل خواهى سپرد از تو چيزى در نهان خواهند برد < / شعر > اين انسانها بايد بدانند كه حسّ مطلق جوئى آنان جز با پيدا كردن مطلق حقيقى كه درون آنان جلوه گاه آنست ، راهى ديگر ندارند . فريد الدّين عطَّار آدرس حقيقى اين مطلق را با نظر به دو آيهء قرآن .
( وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ ) [١] ( و آن خدا با شما است هر جا كه باشيد ) .
[١] . الحديد آيهء ٤ .