ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٤ - خودكامگىهاى خودپرستان هم مانند وجود پليدشان رو به فنا است
( و كسى كه به بندگان خداوندى ظلم كند ، خصم [ حقيقى ] آن ظالم در روز قيامت خدا است ، نه بندگانش ) نكتهء فوق العاده با اهميّت كه در جملهء فوق بايد در نظر گرفته شود ، اينست كه امير المؤمنين ( ع ) خدا را خصم حقيقى ستمكار ميداند زيرا فقط خدا است كه اهمّيّت پديدهء ظلم را كه ناشى از ببازى گرفتن حيات انسانها است ، ميداند ، زيرا اوست خالق حيات و موت ، پس او است كه حقيقت و ارزش حيات را ميداند . امّا انسانها - ( يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا ) [١] .
( آنان نمودى از اين حيات دنيا را مى دانند ) شناخت ماهيّت ظلم و زشتى و ناگوارى آن ، بدون ابتلاء و چشيدن طعم ظلم امكانپذير نيست . حتّى با مشاهدهء نمود ظلمى كه بر ديگران وارد مى آيد ، نمى توان تلخى و ناگوارى آن را فهميد ، چنانكه اشتراك و مشابهت نالهها و شيونهائى كه بشر در برابر عوامل ناگوار از خود بروز مى دهد ، مانع از آن است كه شخص ناظر بفهمد كه انسان مظلوم در چه ناگوارى و تلخى غوطه ور شده است و چگونه بنظر مظلوم همهء موجودات دنيا براى او از دور تماشا ميكنند و او در زير ضربات ستم و جور دست و پا مى زند و هيچ يك از آن موجودات نه تنها براى او دل نمى سوازنند ، بلكه گوئى هيچ حادثه اى اتّفاق نيفتاده است و همه چيز با كمال اطمينان بكار خويش مشغولند . آفتاب خندان جهان - تاب بر ظالم و مظلوم بىكسان نور افشانى مى كند . اگر در آن روز كه حيات مظلومى در زير ضربهء ستم تلخترين طعم مرگ را مى چشيد ، برفى از آسمان مى باريد ، چنانكه بر بام قصور و كاخهاى باشكوه مى نشست ، بام كوخهاى محقّر را هم تحت پوشش خود قرار مى داد ، و همان گونه كه روى چوبهاى حامل جنازهء يك
[١] . سورة الرّوم آيهء ٧