ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٣ - تحقّق عرفان مثبت در يك انسان كامل كه علىّ بن ابي طالب نام او است
بخشيدن به عدالت خوددارى نكنيد . اگر عنايت خداوندى كه مالكتر از من به من است ، كفايتم نكند من داراى شخصيّتى فوق خطا نيستم . قطعى است كه من و شما بندگان مملوك پروردگار هستيم كه جز او خداوندى وجود ندارد .
او است مالك مطلق نفوس ما كه بالاتر از مالكيّت خود ما است ، او است كه ما را از مراحل پائين حيات به مراحل عالى حركت داده ، گمراهى ما را به هدايت و نابينائى ما را به بينائى مبدّل ساخته است » .
اين است عرفان مثبت اسلامى كه در حسّاسترين موقعيّت بشرى كه زمامداريست در ذات مبتهج انسان كامل علىّ بن ابي طالب شكوفا شده است : ١ - سپاسگزارى در مقابل چه آيا يك عارف براى ابتهاج ذات خود كه براى او مانند تنفّس در حيات طبيعى تلقّى شده است ، مى تواند مزد و پاداش طلب كند مگر آزاد ساختن شخصيّت از چنگال تمايلات و به حركت در آوردن آن در گذرگاه كمال بسوى كمال مطلق دستمزد مى خواهد مگر ورود به قلمرو انسانيّت كه از احساس تكليف و انجام آن ، به انگيزگى ذات مبتهج آغاز مى شود قيمتى مى خواهد ٢ - مگر من با شما در اين كه همهء ما كاروان پر تلاش كوى حقيقت هستيم تفاوتى وجود دارد كه بيائيد در برابر من دست تسليم و بندگى روى سينه نهاده بايستيد ، و مانند بردگان بىاختيار در مقابل جبّاران از خدا و از انسان بيخبر تملَّق كنيد و جبهه بخاك بسائيد من نيك مى دانم كه :
< شعر > هر كه را مردم سجودى مى كنند زهر را در جان او مى آكنند < / شعر > وجود من در اين دنيا بايد عامل حركت و پويائى شما انسانها باشد ، نه عامل توقّف و ركود . در آن هنگام كه شما مى خواهيد در برابر من بايستيد و بمن خضوع كنيد در حقيقت هم خود را از سير و حركت در مسير رشد باز مى داريد و هم شخصيّت مرا از ديدگاه غوطه وران در حيات حيوانى كه جز