ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٠ - اهتمام جدّى فقط به إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ است كه موجب برقرار كردن ارتباط آزاد با همه چيز مى گردد و هيچ همّ و غمّى در درون آدمى نمى گذارد
و پا مى زند . برقرار ساختن ارتباط آزاد با اشياء و خواستهها بدون دريافت واقعى هدف از حياتى كه بدون ارتباطات بىشمار با خواستهها و اشياء نمى تواند ادامه پيدا كند ، امكانپذير نخواهد بود . با يك بيان جامعتر و منظَّمتر بايد گفت : ١ - انسان بدون توفيق يافتن به « حيات معقول » از زندگى هدفى جز لذّت و سپس پوچى كه با كمال قدرت جبرى سر راه او را خواهد گرفت نخواهد فهميد .
٢ - براى توفيق يافتن به « حيات معقول » فعّاليّت فكرى و تعقّل و بكار انداختن همهء ابزار رشد كه خداوند در وجود آدمى تعبيه كرده است ، ضرورت دارد .
٣ - بدانجهت كه خواستههاى آدمى در اين دنيا بسيار متعدّد و متنوّع است لذا وصول به هر يك از آنها ، احتياج به بسيج كردن همهء فعّاليّتهاى مزبور در شمارهء ٢ دارد و يا در صورتى كه به بعضى از آن فعّاليّتها نيازمند بوده باشد ، حتما بايد از مخالفت فعّاليّتهاى ديگر جلوگيرى نمايد . بنا بر اين ، هر يكى از خواستهها حيات آدمى را بمقتضاى خود توجيه خواهد نمود در صورتى كه حيات انسانى بجهت مديريّت من كه قابل تجزئه نيست ، نمى تواند بهر هر يك از خواستهها توزيع شود و در نتيجه هر لحظه مطابق هر خواسته اى يك من مستقلّ و گسيخته از منهاى ديگر ، داشته باشد . بنا بر اين ، آنچه كه براى انسان قابل اهمّيّت است ، نجات دادن « حيات معقول » خود از عوامل تباه كنندهء آن است .
١٩ ، ٢٢ - فخرج من صفة العمى و مشاركة أهل الهوى و صار من مفاتيح أبواب الهدى و مغاليق أبواب الرّدى ( نتيجه اين بود كه از صفت نابينائى و شركت در هواى اهل هوى بر كنار گشت .