ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٨ - تحقّق عرفان مثبت در يك انسان كامل كه علىّ بن ابي طالب نام او است
ندارد كه عكس العمل مستند به عدل الهى .
مسئلهء ديگرى كه فوق العاده با اهمّيّت است ، اين است كه شقاوت و انحراف و پليدى بعضى از انسانها گاهى به مرحله اى مى رسد كه ابزار و وسائل انتقام اين دنيا ناچيزتر از آن مى باشد كه نتيجه و عكس العمل آن شقاوت و پليدى را بوجود بياورند . در جمله اى از نهج البلاغه چنين آمده است :
و من ظلم عباد اللَّه كان اللَّه خصمه يوم القيامة دون عباده [١] ( و كسى كه به بندگان خدا ظلم كند خصم او در روز قيامت خداوند است نه بندگانش ) با توجّه به اين مسئله ، آن اعتراض منتفى مى گردد كه مى گويد : نه تنها در اين دنيا از اغلب پليدان و اشقياء انتقام گرفته نمى شود ، بلكه آنان بيش از ديگران در آسايشها و شاديها غوطه ورند . پاسخ اين سؤال همان است كه گفته شد .
گناهان و پليديهائى وجود دارد كه دنيا توانائى چشاندن طعم عكس العملهاى خبث و وقاحت و شقاوت آنها را ندارد .
٥ - استقلال شخصيّت و حيات معقول وابسته به خدا اين سردستهء عارفان ربّانى فوق پذيرش و انكار مردم قرار گرفته است . او مى گويد :
لا يزيدني كثرة النّاس حولى عزّة و لا تفرّقهم عنّى وحشة ( نه فراوانى مردم در پيرامونم باعث افزايش عزّت براى من است و نه پراكنده شدن آنان عامل وحشت و هراس براى من ) .
آرى حقيقت همين است و ترديدى در آن نيست كه آن استقلال شخصيّت و حيات معقول وابسته به خدا را مردم براى علىّ بن ابي طالب نداده بودند كه اگر بخواهند با بىاعتنائى و پراكنده شدن از پيرامون او از وى بازپس بگيرند . بال و پر اين انسان كامل براى پرواز در اوج عرفان مثبت از شخصيّت
[١] . كلام ٣٦ ، ج ٣ .