ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٦ - آيا هدف از عرفان و حقّگرائى بهشت مادّى است كه خود طبيعى را خواهد نواخت
بگيرند آيا نتيجه و پاداش واقعى عدالت كه يك لحظه اش با عظمتتر از همهء جهان مادّى است و خود يكى از اوصاف خداونديست ، چند عدد سيب در كاسههاى طلائى و نقره اى است آيا پاداش و نتيجهء واقعى از جان گذشتن يك جوان در نوبهار زندگيش با كمال اختيار در راه حقّ و حقيقت همين خوردنىها و پوشيدنيهاى اين دنيا است كه اگر جوشش ضرورت زندگى طبيعى نبود ، تكرار آنها خود باعث زجر و شكنجه مى شد با همهء اين مسائل كه مطرح شد ، باز امير المؤمنين مى فرمايد : « هدف پرستش من نه طمع در بهشت است و نه ترس از دوزخ بلكه جريان مقتضاى موجوديّت من و جاذبهء عظمت الهى است كه عامل پرستش من مى باشد ) . برگرديم به اصل مبحث كه مربوط به ارزيابى خود و خودپردازى و خودپرستى و خودآرائى است : ابن سينا در تنبيه چهارم از كتاب الاشارات و التّنبيهات نمط نهم چنين مى گويد : الالتفات إلى ما تنزّه عنه شغل و الاعتداد بما هو طوع من النّفس عجز و التّبجّح بزينة الذّات من حيث هى الذّات و إن كان بالحقّ تيه و الإقبال بالكلَّيّة على الحقّ خلاص . ( گرايش به مطالبى كه در مسير عرفان بايد از آنها تنزّه پيدا كرد و آنها را كنار گذاشت اشتغال و گرفتارى است . و اهمّيّت دادن به آنچه كه نفس ( غرائز حيوانى ) تمايل به آن دارد ، ناتوانى است و تكبّر بوسيلهء آرايش ذات از آن جهت كه ذات شخصى اوست ، اگر چه بوسيلهء قرار گرفتن در مسير حقّ باشد گمراهى است و روى آوردن بطور كلَّى و با همهء ابعاد ببارگاه حقّ جلّ و علا خلاص شدن نهائى است ) .
نكاتى را كه در اين عبارات مى توان مورد بهره بردارى قرار داد ، بدين ترتيب است : نكتهء يكم - گرايش و جلب شدن به لذايذ حيوانى و خودآرائى كه خاصّيّت تفكيك ناپذير عشق به خود طبيعى است ، سر راه حركت و تكاپوى بشرى را مى گيرد و از عبور آدمى از خود مجازى به خود حقيقى مانع مى گردد . ريشه هاى