ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٧ - بجاى پرداختن به افراط در برهم زدن لابلاى خود در جاذبهء كمال قرار بگيريم
نيست . و امّا آياتى كه مى گويد : خداوند موقعيّت مطلوب هيچ كس را تغيير نمى دهد ، مگر خود او بخواهد ، مانند ( إِنَّ الله لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ ) [١] نيز متّكى به دليل بديهى عقلى است كه خداوند آن امورى را كه به اختيار خود انسانها گذاشته است ، كه بوسيلهء آن امور مستحقّ نتائج آنها مى باشند ، بدون علَّت از آنان سلب نمى نمايد . لذا در آن هنگام كه خللى در استعدادهاى نفس آدمى وارد شود ، نبايد فورا به تخيّلات ابهام انگيز در بارهء من فرو رفته و با آن تخيّلات مختلَّش بسازد . مثلا سراغ قضا و قدر را گرفته و وراثت را مورد تحليل قرار بدهد بلكه بايد در بارهء عواملى بينديشد كه موجب زوال موقعيّت مطلوب گشته است .
سى و دو - در همهء سطوح هستى هيچ عاملى براى آرامش و اطمينان جز بياد خدا بودن كه از لوازم ايمان است وجود ندارد .
( الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ الله أَلا بِذِكْرِ الله تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ) [٢] خواصّ بياد خدا بودن آن قدر فراوان است كه نمى توان در اين مباحث محدود از عهدهء شمارش و تفسير آنها برآمد . فقط در اين مبحث خاصّيّتى را كه در آيهء مباركه آمده است ، توضيح مى دهيم : آرامش و اطمينان خاطر ، عظمت اين نعمت را فقط كسانى مى توانند درك كنند كه با مغزى كنجكاو و ذهنى هشيار در پهنهء هستى نگريسته و از موجوديّت خود اطَّلاعى پيدا كردهاند . ممكن است گفته شود : اغلب اشخاصى كه در اين دنيا بدون توجّه به خدا و بدون اين كه به ياد آن مبدء فيّاض بوده باشند ، با آرامش خاطر زندگى مى كنند و زندگى را براى خود شيرين و لذّتبخش نمودهاند ،
[١] . الرّعد ١١
[٢] . الرّعد ٢٨