ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٠ - انسان عارف اگر سخنى بگويد مقصود خود را تفهيم مى نمايد و موقعى كه سخن موردى نداشته باشد ، سكوت ميكند
٤٠ ، ٤٢ - قد أخلص للَّه فاستخلصه ، فهو من معادن دينه و أوتاد أرضه ( اخلاص بخدا ورزيد و خداوند سبحان وى را بمقام مخلصين نائل ساخت .
[ اين رشد يافته ] از معادن دين خداوندى است و مانند ميخهاى محكم [ نگه دارندهء ارزشها ] در روى زمين ) .
اخلاص آبحيات روح عارف است . عارفان از معادن دين خداوندى مى باشند .
اخلاص آبحيات روح عارف است . عارفان از معادن دين خداوندى مى باشند .
مباحث مربوط به اخلاص و مخلصين در مجلَّد دهم از ص ١٨٥ تا ص ٢١٣ مطرح شده است ، مراجعه شود .
عارفان از معادن دين خداوندى هستند
عارفان از معادن دين خداوندى هستند درست است كه در اين خطبه كه فعلا مورد تفسير قرار گرفته است ، اصطلاح عارف بكار نرفته است ، ولى چنانكه در آغاز مسائل مربوط به اين خطبه تذكَّر دادهايم ، مضامينى كه در اين خطبهء شريفه آمده است ، عاليترين اوصاف انسانهاى عارف حقيقى است . بنا بر اين مقدّمه ، وقتى كه امير المؤمنين عليه السّلام مى فرمايد : انسان عارف و وارسته از ظلمات طبيعت و رها شده از چنگال هوى و هوسهاى حيوانى معدنى از معادن دين خداوندى است ، بىاساس بودن آن مطلب كه بعضى از مدّعيان عرفان گفتهاند يا حتّى بعضى از مشاهير عرفان تأييد كردهاند كه إذا جاءت الحقيقة بطلت الشّريعة ( وقتى كه حقيقت آمد شريعت باطل شد ) با كمال وضوح اثبات مى شود . زيرا اگر گويندگان جملهء فوق معناى حقيقى دين و شريعت را براى خويشتن بطور عميق مطرح مى كردند ، و از طرف ديگر معناى حقيقت را كه عبارت است از واقعيت شايسته براى واقعيّت ، بخوبى درك مى كردند ، قطعا باين نتيجه مى رسيدند كه هر يك از ناچيزترين اعتقادات دينى و هر يك از ناچيزترين نيّتها و عملهاى مربوط به تكاليف و وظايف دينى موجى از حقيقت است و انسان از موقع آگاهى بجان پاك خود كه وابسته به كمال مطلق است ، غوطه ور در آن است .