ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٦ - مقدّمه اى براى حلّ معمّاى حاصل از احساس تضادّ فوق
ديگر از جهان عينى كه با وسائلى غير از حواسّ مزبور ارتباط برقرار كنيم ، مطرح نمائيم .
٦ - ما با مشاهدهء زيباييها لذّت مى بريم و با برقرار كردن ارتباط با صدها نوع عامل لذّت ، صدها نوع لذّت را در مى يابيم . اين لذّتها در درون ما واقعيّت دارند و ساختهء ذهن ما نيستند ، يعنى اين لذّتها چهره هائى از درون ما انسانها است كه جزئى از جهان هستيم در صورتى كه نه لمس كردنى هستند و نه ديدنى و شنيدنى و بوئيدنى و چشيدنى ، بلكه اين لذّتها كه چهره هائى از واقعيّتهاى جهان هستى مى باشند با نوعى از استعدادهاى درونى ما درك و دريافت مى شوند .
٧ - همچنين انواع دردها و تجسيمها و انديشهها و غير ذلك .
٨ - هيچ كسى نمى تواند در اين حقيقت ترديد كند كه در ميان هر يك از اجزاء قضيّه اى كه قانونى را تشكيل مى دهند ، ضرورتى وجود دارد ، مانند ضرورت رابطهء علَّيّت ميان علَّت و معلول ، با اين حال ارتباط ما با رابطهء مزبور با هيچ يك از حواسّ و استعدادها نيست ، بلكه فقط تعقّل است كه اين چهره يا اين بعد از جهان عينى را براى ما اثبات و قابل درك مى سازد .
٩ - آيا تا كنون هيچ انسان آگاه و هشيارى را سراغ داريد كه بگويد : عدالت و ظلم ساختهء ذهن بشرى است البتّه بحث در اشكال مختلف و نمودهاى قراردادى جوامع و ملل نيست ، زيرا روشن است كه نمودهاى عدالت و ظلم بجهت اختلاف قوانين و مقرّرات جوامع و ملل بسيار گوناگون است ، ولى رفتار مطابق قانون « هر چه باشد » با احترام به آن قانون ، عدل است و انحراف از قانون يا اهانت به آن ، ظلم است . اين احترام به قانون و رفتار طبق قانون ، يا بالعكس - اهانت به قانون و انحراف از آن ، چهره اى از درون انسانى است كه جزئى از جهان هستى است . پس عدالت و ظلم چهره هائى از واقعيّات غير محسوس هستى مى باشند كه ارتباط ما با آنها بوسيلهء حواسّ طبيعى