ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٨ - شش - گرديدن با بعد عرفانى
غير از اين من است كه مى تواند عظمتهائى را كسب كند : ( قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها ) ( رستگار شد هر كس كه نفس خود را تزكيه نمود ) و مى تواند به پستىها بگرايد : ( وَقَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها ) ( و سقوط كرد كسى كه نفس خود را با زشتىها و تبهكاريها پوشانيد ) و از حركت تكاملى آن جلوگيرى كرد . آن روح عبارتست از يك حقيقت الهى كه ما فوق حركت و سكون و پستىها و عظمتهاى اكتسابى است . اين حقيقت الهى مانند يك نور افكن پيش پاى من را براى حركت در مسير كمال روشن مى سازد .
اين مسئله ( گرديدن ) كه از با اهمّيّتترين مباحث علم النّفس يا علم الرّوح و اصيلترين مبانى روانشناسى است ، در مباحث اختصاصى گرديدن مطرح خواهد گشت . آنچه كه در اين مبحث ، فهم آن ضرورت دارد ، توجّه جدّى باين قاعدهء اصيل در معرفت است كه گرديدن چه مربوط به جوهر نفس بوده باشد و چه به عوارض آن ، همچنين گرديدن خواه عبارت از گسترش و به فعليّت رسيدن ابعاد آن باشد و خواه عبارت از اضافه شدن صفات و پديدهها براى نفس ، وجود تغييرات در نفس قطعى است ، و با اين تغييرات است كه موقعيّت انسان در پهنهء هستى كه با آن در حال ارتباط است ، متفاوت ميباشد . هيچ ترديدى در اين حقيقت وجود ندارد كه معارفى كه انسان احمق در اين هستى مى اندوزد و مبنا يا محصول گرديدن او مى گردد ، [ اگر بتوان نام معارف به آن اندوختهها گذاشت ] غير از آن معارفى است كه يك خردمند آگاه در ارتباط با هستى مى اندوزد و مطابق آن مى گردد . انسان مطَّلع از قوانين حاكم بر طبيعت ، حقائقى را درك مى كند كه انسان بىاطَّلاع از قوانين ، آنها را نمى فهمد .