ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٢ - عرفان مثبت اسلامى يا مسير انسان كامل
مبدء اين حركت سازنده عبارتست از آگاهى و بيدارى از خوابى كه در گهوارهء طبيعت تمام وجود او را فرا گرفته بود . آگاهى به اين كه روحى كه در وى وجود دارد ، علوى طلب و كمالجو است و مى تواند در مسير اين اعتلاء و كمال گام بردارد . در اين كه مبدء حركت عرفانى مثبت يا مسير انسان كامل اين آگاهى و بيدارى است ، هيچ كسى ترديد ندارد . متأسّفانه افراد كثيرى از انسانها عظمت و ضرورت اين بيدارى را درك نمى كنند و در نتيجه بيدارى آنان هنگامى است كه دست مرگ آنان را تكان مى دهد ، چنانكه در روايتى آمده است :
النّاس نيام فإذا ماتوا انتبهوا ( مردم در خوابند و هنگامى كه مرگشان فرا رسد از خواب بيدار مى شوند ) .
ابو الحسن تهامى مى گويد :
< شعر > العيش نوم و المنيّة يقظة و المرء بينهما خيال سار < / شعر > ( زندگى خوابيست و مرگ بيدارى و انسان در ميان اين خواب و بيدارى خيالى است در جريان ) .
يك شاعر ديگر بىاساس بودن دنيا را هنگامى كه هدف قرار داده شود چنين توصيف كرده است :
< شعر > دنيا چو حبابست و ليكن چه حباب نه بر سر آب بلكه بر روى سراب آنهم چه سرابى كه ببينند بخواب آن خواب چه خواب ، خواب بدمست خراب < / شعر > اين بيدارى و آگاهى است كه جدّى بودن جهان هستى را كه انسان در آن زندگى مى كند ، اثبات مى نمايد و مادامى كه اين بيدارى و آگاهى بوجود نيامده است ، جهان براى وى جايگاه بازى و شوخى و پوچى مى نمايد و بدين جهت است كه قرآن مجيد زندگى در اين دنيا را بر دو قسمت تقسيم مى كند : ١ - الحياة الدّنيا « زندگى طبيعى محض » كه جهان را جز لهو و لعب چيز