ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٤ - تحقّق عرفان مثبت در يك انسان كامل كه علىّ بن ابي طالب نام او است
خورده توجيه و تفسير خواهند شد ، لذا اگر رهبران لايق و مربّيان فكرى نتوانند اين كوه آتشفشان را مهار كنند ، معارف جامعهء ناآگاه را به تباهى خواهد كشيد . ممكن است اين قبيل اشخاص با مهارت زياد در مطرح كردن انحرافات بجاى واقعيّات با قيافهء هنرى و سياسى و اخلاقى و مذهبى و اقتصادى و حقوقى وارد ميدان اجتماع شوند ، و با آن من فريب خورده دود از دودمان جامعه برآورند و خود را طلبكار هم بدانند . منطقهء ممنوعهء روان آدمى بالاتر از دسترس فريب دهندگان انسان نشناس قرار گرفته است . اين منطقهء ممنوع الورود با دست هيچ كس قابل تخريب و گشودن نيست ، مگر با دست خود انسان . اگر كسى به اختيار خود دروازهء اين حصار شكست ناپذير را بر روى نيرنگها باز نكند ، هيچ قدرتى نمى تواند بر اين منطقه نفوذ كند ، نهايت آنچه را كه حيله گران روبه صفت مى توانند در بارهء يك انسان رهرو « حيات معقول » انجام بدهند ، اين است كه به وسيلهء مكر و حيلههاى ضدّ انسانى حيات طبيعى چند روزهء آن انسان را بخطر بيندازند و آن را مختلّ بسازند و امّا آن « حيات معقول » كه با مديريّت من اعلاى انسانى اداره مى شود ، ما فوق خطر و اختلال و نابودى است ، زيرا هر لحظه اى از « حيات معقول » داراى نمودى است و بودى . نمود « حيات معقول » رويهء طبيعى آنست كه ممكن است در برابر قدرت باطل گرايان و فريب نيرنگ بازان به خطر بيفتد و مختلّ گردد .
بود « حيات معقول » موجى از درياى ابديّت است كه از دسترس همهء قدرتها و مكر پردازىها خارج است .
حال ببينيم آيا كسانى كه در صدد تخريب منطقهء ممنوعهء جانهاى آدميان برمى آيند و با سلاح نيرنگ و فريب حمله به جانهاى آدميان مى برند ، خود از امواج اين حمله در امان مى باشند آرى كودنها و كوته بينها و مخلوق السّاعهها چنين مى پندارند . مردم مست و ناهشياران مى گويند : ما نقشهها كشيديم و در حيله پردازى پيروز شديم ، در حالى كه خالق قوانين و نظام هستى