ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٣ - دو - گرداندن ( ساختن ) با بعد فلسفى
بطورى كه انسان مورد تربيت تدريجا با يك من عريان و مجرّد از هستى روياروى قرار مى گيرد ، كار صحيحى انجام نمى دهند ، زيرا من مجرّد از هستى كه تدريجا موجب الغاى هستى از خود من نيز مى گردد ، نمى تواند در رابطه و جاذبهء حقيقى خداوند هستىبخش قرار بگيرد . بجهت عدم توجّه باين موضوع با اهميّت است كه انسانهاى فراوانى بجاى احساس عظمت من وابسته به هستىبخش ، خود را به يك من ساخته شده از تجسيم و گاهى تخيّل مبدّل مى سازند و گاهى هم با دريافت عظمت من عالى انسانى گمان مى برند كه عين خداوند هستى بخش شدهاند . آرى ، من انسانى بآن عظمت است كه عالم هستى در مقابلش چيزى نيست ، و مى تواند به مقامى برسد كه نمونه هائى از صفات ربوبى را بمقدار ظرفيّت وجودى خود تحصيل نمايد ، ولى خداوند هستى بخش بالاتر از آن من با عظمت است كه آدمى با تخلَّق به اخلاق اللَّه ، آنرا به دست مى آورد .
يك نكتهء ديگر را هم در اينجا تذكَّر مى دهيم كه توجّه بآن لازم است ، و آن اينست كه خداوند متعال در آيات فراوان از قرآن مجيد ، علم خود را بتمام موجودات عالم هستى تذكَّر مى دهد . آيا لازمهء اين حقيقت كه خداوند متعال عالم بر همهء موجودات عالم هستى است ، اين نيست كه آن انسانهائى كه به كمال عرفان ربوبى موفّق ميشوند ، بايستى در حدود استعداد خود ، با معلومات الهى آشنا گردند دو - گرداندن ( ساختن ) با بعد فلسفى نخست بايد مقصود از بعد فلسفى را چنانكه در اوائل اين مبحث متذكَّر شدهايم ، بياد بياوريم . در اوائل اين مبحث گفتيم كه مقصود از شناخت فلسفى شطرنجبازى ذهنى با يك عدّه مفاهيم و اصول ساخته شده از فعّاليّتهاى ذوقى و تجريدى و خيالى نيست و مقصود از شناخت فلسفى قربانى كردن واقعيّات جاريه در عالم هستى ، به اصطلاحات و الفاظ خوشايند نيز نمى باشد ، بلكه منظور از شناخت فلسفى پيدا كردن پاسخ حقيقى مغز آدمى است به فهميدن مبادى و كلَّيّات عاليه اى كه بتواند از اين راه حسّ