ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨١ - ٤ - بروز ١٧١ من ١٨٧ كه مديريّت حيات را بعهده مى گيرد
نمود كه فراگرفتهها و تطبيقات مقدّماتى او هم از نظر كمّيّت و هم از نظر كيفيّت قابل مقايسه نخواهد بود . كاربرد منشها از اين جهت شبيه به كاربرد شناخت قوانين كلَّى است ، يعنى چنانكه ممكن است شناخت يك قانون كلَّى با مشاهدهء مواردى محدود تحصيل شود ، و پس از علم به آن قانون مى توان در موارد نامحدود از آن قانون استفاده كرد .
٤ - بروز « من » كه مديريّت حيات را بعهده مى گيرد در مباحث گذشته واقعيّت داشتن « من » يا « خود » كه به لغت عربى نفس از آن تعبير مى شود ، با كمال وضوح اثبات شد . و مى دانيم كه با يقين حاصل از مشاهده و تجزئه علمى و علم حضورى ( خود هشيارى ) به واقعيّت چنان حقيقتى ( من يا خود ) هيچ معنائى براى بازى با الفاظ و اصطلاحات باقى نمى ماند .
مثلا بجاى خود يا « من » بگوئيم : « نهاد صيانت ذات » ، « خود گردانى » ، « خود داشتن » « سازش شكل با وظيفهء عمومى » ، « عمل مديريّت » ، « تضمّن مقصود » ، « فعّاليّت غائى در نهاد زنده » هر يك از اين تعبيرات هر چه باشد ، بازگو - كنندهء عاملى در درون حيات است كه هر يك از اصطلاحات فوق بازگو كنندهء بعدى از آن است ، يعنى مانند همان مثال فيل است كه در تاريكى هر كسى دستش بيك عضوى از آن فيل كه لمس كرده است ، در موقع توصيف مى گويد : فيل يعنى آنچه كه از آن عضو درك شده است . خوبست كه اين داستان را از مولوى در اينجا نقل كنيم :
< شعر > پيل اندر خانهء تاريك بود عرضه را آورده بودندش هنود از براى ديدنش مردم بسى اندر آن ظلمت همى شد هر كسى ديدنش با چشم چون ممكن نبود اندر آن تاريكيش كف مى بسود آن يكى را كف به خرطوم اوفتاد گفت همچون ناودانستش نهاد آن يكى را دست بر گوشش رسيد آن بر او چون باد بىزن شد پديد < / شعر >