ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٩ - اين صيّادان حيواناتى هستند انسان نما
مى نمايند ، تا خود را حتّى از گروه كسانى كه بجهت ورود در شبهات مورد عتاب قرار خواهند گرفت ، خارج معرّفى كنند و نمى خواهند بدانند كه جرئت و بىپروائى آنان به ارتكاب اعمال زشت كه بدتر از ورود در شبهات است ، براى آنان حيا و امتناع از ورود در شبهات باقى نمى گذارد . لذا با چنين ادّعائى كه ما هرگز مرتكب شبهات هم نمى شويم ، منصرف ساختن ذهن مردم از توجّه به گناهان صريحى است كه آنان مرتكب مى گردند . آنان داخل كردن آنچه را كه از دين نيست ، در دين و خارج كردن آنچه را كه از دين است ( بدعت ) منكر مى شوند و خود را از اين وقاحت تبرئه مى نمايند ، در صورتى كه دين بمعناى حقيقى آن از ديدگاه آنان دور است ، و آنچه كه براى آنان اصالت و اهمّيّت دارد ، دكَّان خودفروشى و دامى است كه در پيش پاى مردم مى گسترانند ، لذا توجّه و اهمّيّتى بآن نمى دهند كه كدامين عقيده يا حكم داخل در دين است و كدامين عقيده و حكم خارج از آن مى باشد .
٦٢ ، ٦٨ - فالصّورة صورة إنسان ، و القلب قلب حيوان ، لا يعرف باب الهدى فيتّبعه ، و لا باب العمى فيصدّ عنه و ذلك ميّت الأحياء ( صورتش صورت انسان ، قلبش قلب حيوان است . او نه در هدايت را مى شناسد تا از آن پيروى كند ( از آن در داخل شود ) و نه در ضلالت و نابينائى را تشخيص مى دهد كه از ورود به آن امتناع بورزد . و اوست مرده اى در ميان زندگان ) اين صيّادان حيواناتى هستند انسان نما تشابه در نمود و صورت همواره سدّ راه آن جويندگان حقيقت بوده است كه در آغاز مراحل بوده و هنوز نتوانستهاند صورت را از معنى و ظاهر را از باطن تفكيك نمايند . و بهمين جهت فريب صورتهاى آراسته ديو سيرتان را