ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٥ - آيا هدف از عرفان و حقّگرائى بهشت مادّى است كه خود طبيعى را خواهد نواخت
( وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْه مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ) [١] ( و ما از رگ گردن به او نزديكتريم ) بطور كاملا روشن نشان مى دهد .
< شعر > كارگاهى بس عجائب ديده ام جمله را از خويش غايب ديده ام سوى كنه خويش كس را راه نيست ذرّه اى از ذرّه اى آگاه نيست جان نهان در جسم و تو در جان نهان اى نهان اندر نهان اى جان جان < / شعر > آن همه آيات فراوان كه در بارهء خوديابى و خودسازى و تهديد در بارهء ورشكست ساختن خود و اصلاح و تعديل خود طبيعى براى عبور از خود مجازى به خود حقيقى آمده است فقط و فقط براى اين است كه رو به كمال برين رفتن و پيدا كردن شايستگى لقاء الله با خود حقيقى امكانپذير مى باشد ، نه با خود طبيعى كه محصولى است از اجزاء ناآگاه تركيب كنندهء حيات طبيعى .
دو بيت يكم و دوم عطَّار را يك بار ديگر مورد دقّت قرار بدهيم تا معناى حقيقى بيت سوم روشن شود . مضمون دو بيت اوّل از ديدگاه علمى محض چنين است كه در اين كارگاه شگفتانگيز خلقت ، نه تنها ذرّه اى از ذرّه اى آگاه نيست بلكه حتّى « سوى كنه خويش كس را راه نيست » صدها ميليارد ميليارد ريگها و اجزاء معادن و درختان و مولكولهاى آبهاى روى زمين و صخرهها و كوهها و ميليارد ميليارد ستارگان فضائى و سلولهاى بدن آدميان كه پهلوى هم يا با فاصله هائى كم و بيش در مجراى قوانين با كمال جدّيّت شوخى ناپذير مشغول كار خويش مى باشند حتّى :
< شعر > قطره اى كز جويبارى مى رود از پى انجام كارى مى رود < / شعر > با اين حال هيچ يك از ديگرى اطَّلاعى ندارد :
< شعر > نردبانهائيست پنهان در جهان پايه پايه تا عنان آسمان < / شعر >
[١] . ق آيهء ١٦ .