ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٩ - فهرست مطالب
عباد اللَّه ان من احب عباد اللَّه اليه عبدا اعانه اللَّه على نفسه فاستشعر الحزن و تجلبب الخوف فزهر مصباح الهدى فى قلبه و اعد القرى ليومه النازل به ٧٨ خودشناسى براى خودسازى اولين گام در راه عرفان مثبت ٧٨ جريان معرفت و عمل و چگونگى دخالت ابعاد هفتگانه در آن ٨٠ معرفت مقدمه عمل ، و عمل مقدمه معرفت در گرديدن عرفانى ٨٤ اگر حقيقت بعد از تشخيص داده شدن جدى گرفته شود ، هم بر معرفت افزوده مى شود و هم عمل پر معنى و ضرورى تلقى مى گردد .
استقامت در جريان معرفت مقدمه عمل و عمل مقدمه معرفت ، تدريجا به وحدت نهائى آن دو در شخصيت منتهى مى گردد . ٩١ فقرب على نفسه البعيد ، و هون الشديد ٩٢ زمان در تصرف عارف الهى درميآيد و قدرت او بالاتر از سختىها و مسلط بر آنها مى گردد ٩٢ نظر فابصر و ذكر فاستكثر ٩٤ نگاه بر زندگى و هستى براى تحصيل بينائى ، نه عبور چشم از آنها با لمس كورانه ٩٤ و ارتوى من عذب فرات سهلت له موارده فشرب نهلا و سلك سبيلا جددا ٩٦ عرفان الهى انسان را آماده پذيرش واقعيات مى نمايد و در نتيجه انسان مسير الهى خويش را در پيش مى گيرد . ٩٦ قد خلع سرابيل الشهوات . و تخلى من الهموم الا هما واحدا انفرد به اهتمام جدى فقط به انا للَّه و انا اليه راجعون است كه موجب برقرار كردن ارتباط آزاد با همه چيز مى گردد و هيچ هم و غمى در درون آدمى نمى گذارد . ٩٨ فخرج من صفة العمى و مشاركة اهل الهوى و صار من مفاتيح ابواب الهدى و مغاليق ابواب الردى ١٠٠ رهائى از نابينائى و از شركت با اهل هوى ، كليد درهاى هدايت و قفل درهاى ضلالت ١٠١ قد ابصر طريقه ، و سلك سبيله ، و عرف مناره و قطع غماره و استمسك من العرى باوثقها و من الجبال بامتنها . ١٠١ ديدن راه و حركت با اطمينان در آن و شناخت مشعل گذرگاه ١٠٢ فهو من اليقين على مثل ضوء الشمس ، قد نصب نفسه للَّه سبحانه ، فى ارفع الامور من اصدار كل وارد عليه ، و تصيير كل فرع الى اصله ١٠٢ او چنانكه حقايق را مانند نمودها در روشنائى خورشيد مى بيند ، خود مانند خورشيد حقايق را روشن مى سازد ١٠٣ او هم موجوديت خود را در همه امور براى خدا بر پا داشته است ( من براى خدا ) ١٠٤ مصباح ظلمات ، كشاف عشوات ، مفتاح مبهمات ، دفاع معضلات ، دليل فلوات ١٠٤ او پيشتازى است روشنگر و نگهدارندهء كاروان حقجوى بشريت از گمراهىها ١٠٤ يقول فيفهم ، و يسكت فيسلم ١٠٥