ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٨ - انحصار عوامل فعليّت و به ثمر رسانندهء چهار بعد اساسى در هفت عامل
با آن موضوعات و روابط است كه همگان با آنها در ارتباطند يا مى توانند در ارتباط باشند .
٤ - بعد اخلاقى - در تفكيك بعد اخلاقى معرفت از بعد علمى و فلسفى ، مخصوصا از قرن نوزدهم باين طرف مطالبى فراوان گفته شده است و اين تجزيهء در وحدت حيات آدمى را كه از تفكيك مزبور نتيجه گرفتهاند ، نمى توان بدون شرمسارى و تأسّف مورد مطالعه قرار داد . اگر مسئلهء تفكيك بعد علمى و فلسفى از بعد اخلاقى چنين مطرح شود كه : من مى توانم در آزمايشگاهى كه مشغول تجربه در بارهء يك پديدهء عينى قابل مشاهده هستم ، نيازى به اين ندارم كه « رابطهء من با مردم ديگر رابطهء محبّت باشد يا كينه توزى » و آزمايشگاهى كه كار تجربهء علمى را در آن انجام مى دهم مال شخص خودم باشد يا مال دولت و يا با چپاول بدست آورده باشم كه حتّى در موقع چپاول ، عدّه اى را هم كه در برابر من مقاومت مى كردند ، كشتهام . . . بالاخره آزمايشگاه كار خود را انجام مى دهد و حواسّ و انديشههاى من هم بطور طبيعى فعّاليّت مى نمايند . بالاتر از اين ، آزمايشگاه و حواسّ و انديشههاى من بدون اين كه در موقع تحقيقات در بارهء موضوعات سودمند به زندگى انسانها خوشحال باشد و در هنگام بررسى موضوعاتى كه در كشتن ميليونها انسان و تخريب همهء آباديهاى روى زمين ، بكار خواهد رفت ، خم به ابرو بياورند ، فعّاليّت خود را انجام مى دهند . اين مطلب كاملا واقعيّت دارد و بهترين دليل امكان آن ، همين واقعيّت جاريه است كه ميدان را براى جولانهاى قدرت پرستان خودكامه و جنايت پيشه گان دنيا هموار ساخته است ، واقعيّت اين مطلب همان اندازه قابل مشاهده است كه رفتار اخلاقى محض بعضى از مردم ، بدون اعتناء به معرفت كه اساسىترين عنصر اخلاق است .
مقصود اينست كه چنانكه بعضى از مردم مى توانند رفتار اخلاقى خود را مطابق آداب و رسوم و مقرّرات اجتماعى انجام دهند ، ولى علم و معرفتى در بارهء آنچه انجام مى دهند نداشته باشند . همچنين انسانهائى مى توانند