ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٧ - انحصار عوامل فعليّت و به ثمر رسانندهء چهار بعد اساسى در هفت عامل
موضوعاتند كه با اكتشاف بصحنهء علوم وارد ميشوند ، و مى دانيم كه هيچ اكتشافى بدون شهود امكان پذير نيست . و امّا شهود در قضاياى رياضى ، باضافهء موضوع عمومى شهود كه در عمل تجريد ذهنى قابل دريافت ، اصلا خود عدد جز با شهود قابل دريافت نيست ، زيرا حقيقت عدد [ نه نقش كتابى و لفظى كه بطور قرارداد آن را نمايش مى دهد ] بهيچ وجه قابل مشاهدهء ذهنى نيست ، يعنى ذهن هيچ فردى از بنى نوع انسانى تا كنون نتوانسته است خود عدد را با يك كيفيّت و كميّت مشخّصى در ذهن خود منعكس بسازد ، زيرا مثلا عدد ٢ نه سنگين است ، نه سبك ، نه رنگ سبز دارد نه قرمز و نه هيچ رنگى ، نه سرد است نه گرم ، نه طول دارد نه عرض و نه ارتفاع و نه هيچ بعد ديگر . لذا مى توان گفت : همهء مردم شب و روز با شهود سر و كار دارند ، در عين حال در غفلت عجيبى از آن شهود بسر مى برند باضافهء اين كه اگر كسى ادّعا كند كه من باضافهء صورت رسمى قضيّهء ٤ ٢ ٢ نوعى زيبائى را نيز در آن مشهود مى كنم ، يا احساس اين واقعيّت كه مراعات قضيّهء مزبور مى تواند يك اثر هنرى را بحدّ اعلاى زيبائى برساند ، مشهود مى كنم و به وجد و هيجان در مى آيم .
< شعر > عاقل از انگور مى بيند همى عاشق از معدوم شيئى بيند همى < / شعر > اگر به اصطلاح مولوى عاقل از انگور مى تواند مى بيند و يك زمامدار بسيار با هوش و مخلص مى تواند از جريانات عينى جامعه حوادث آيندهء آنرا بدون توانائى بر استدلال يا بدون نياز به آن شهود كند و حدس بزند ، چرا يك انسان ژرفنگر از تجريدى كه در عمل رياضى انجام مى گيرد ، تجريد و تجرّد روح يا هر عامل ديگرى را كه چنين كارى را انجام مى دهد ، شهود نكند .
اكنون مى پرسيم آيا قضيّهء سادهء رياضى باضافهء شهودهاى مربوطه تكميل نمى گردد قطعا چنين است مخصوصا با در نظر داشتن اين پديدهء مستمرّ در قلمرو معرفت كه شهودهاى اكتشافى و حدسهاى عالى و ارتباط مستقيم با ارزشها و حقائق ماوراى نمودهاى كمّى محصول ارتباط مغز و روان آدمى