ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٥ - انحصار عوامل فعليّت و به ثمر رسانندهء چهار بعد اساسى در هفت عامل
كنم كه « من برگ متّصل به شكوفهء متّصل به شاخهء متّصل به ساقه و تنه و ريشهء درخت را كه آنهم متّصل به موادّ زمينى است كه از اشعّهء آفتاب برخوردار مى شود كه مربوط به منظومهء شمسى مربوط به كهكشان است شناختهام » مى بينيم در قضيّهء علمى مورد بحث ، پديدهء حرارت ، پاى حركت را بميان مى كشد ، در اين موقع بحث و تفكَّر در بارهء اين كه آيا حرارت با قطع نظر از آن موادّى كه با آنها فعل و انفعال پيدا مى كند ، امرى است كمّى يا كيفى اگر كمّى است كوچكترين مقدار ( كوانتم ) آن چيست اگر كيفى است ، از كدامين انواع كيفيّت ميباشد طرح اين مسائل يا مستقيما از ديدگاه فلسفى است و يا به ديدگاه فلسفى منتهى خواهند گشت . برگرديم آن قضيّهء رياضى محض ( ٤ ٢ ٢ ) را هم مورد دقّت قرار بدهيم . اين قضيّه را از ميان مسائلى فراوان و متنوّع كه پيرامون آن را فرا گرفتهاند ، انتزاع نموده ، در ذهن خود بوجود مى آوريم . از آن جمله : عدد چيست آيا يك حقيقت قراردادى است ، يا انتزاعى اگر هيچ يك از آن دو نيست ، آيا از پديدههاى انعكاسى است ، يا عملى تجريدى است آيا تجريدى كه در ساخته شدن عدد در ذهن انجام مى گيرد ، نمودى از خود هم نشان مى دهد يا نه آيا تجريد عددى با تجريد در كلَّى سازى ذهن يكى است آيا اين عمل تجريد كه در ذهن انجام مى گيرد ، در صحنهء كاملا خالى ذهن انجام مى گيرد ، يا وجود پندارها و تخيّلات و اميال و هدف گيريها و محبّت و كينه توزيها و احساس لذّت و الم و غير ذلك مانند هاله اى پيرامون آن تجريد را گرفتهاند و با اين حال قاطعيّت قضيّهء مزبور در ذهنى كه آن را در مى يابد ، بهيچ وجه بآن امور آلوده نمى شوند . بديهى است كه اگر كسى بخواهد قضيّهء مزبور را از آن همه مسائلى كه در بالا ذكر شد ، جدا نكند ، بايد اعتراف كند كه شناخته شدهء او از ديدگاه علمى محض يك جريان بسيار محدود و گسيخته از ديگر مسائل مربوط به آن است كه بعضى از آنها بوسيلهء علوم ديگر بايد شناخته شود و برخى ديگر بوسيلهء فلسفه .