ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٤ - انحصار عوامل فعليّت و به ثمر رسانندهء چهار بعد اساسى در هفت عامل
آن در « حيات معقول » بوسيلهء عقل سليم ( خرد ) نه عقل جزئى نظرى .
٦ - شناخت عرفانى - آن نورانيّت روحى است كه دو جهان برونى و درونى را روشن ساخته و آن دو را در رابطه با حقيقت بالذات ارزيابى نموده و مى تواند شخصيت آدمى را در شعاع آن حقيقت بالذّات قرار بدهد .
٧ - شناخت مذهبى - ايمان به بايستگى فراگيرى شناختهاى ششگانه براى حركت با قوانين مقرّرهء مستند به پيشوايان الهى در مسير جاذبهء ربوبى .
اكنون مى پردازيم به تطبيق ابعاد هفتگانه بر نمونه اى از قضاياى علمى محض ( طبيعى و رياضى ) ١ - بعد علمى - اين يك قضيّهء علمى در يك نمود طبيعى است كه « آب در صد درجه از حرارت مى جوشد » اين كه آب با افزايش حرارت تا درجه اى معيّن شروع به جوشيدن مى نمايد ، يك پديدهء كاملا محسوس و قابل تجربه است .
اگر چه ناميدن آن درجهء معيّن بمقدار صد قراردادى است ، ولى اين كه جوشيدن آب معلول رسيدن حرارت به درجه اى از شدّت ، ميباشد ، واقعيّتى است طبيعى و فهميدن آن فهميدن يك قضيّهء علمى محض است . همچنين اين قضيّه كه ٤ ٢ ٢ يك قضيّهء علمى رياضى است ، زيرا حواسّ ما نخست با معدودهاى عينى تماسّ برقرار كرده و سپس ذهن با قدرت تجريدى كه دارد عدد و علامت رياضى را تنظيم نموده و مقدّمه و نتيجهء مزبور را بدست آورده است .
٢ - بعد فلسفى - حال ببينيم آيا مى توان اين دو قضيّهء را با بعد فلسفى مورد شناخت قرار داد يا نه بعبارت ديگر آيا مى توان گفت : با علم من به « جوشيدن آب در درجه اى معيّن از حرارت » ، هيچ مسئلهء ديگرى در بارهء پديدهء مزبور باقى نمانده است نه هرگز زيرا مى بينيم در مفهوم « حرارت » حركت وجود دارد ، اگر من در شناخت قضيّهء فوق بهمان محدوديّت ( آب در درجه اى معيّن از حرارت مى جوشد ) قناعت بورزم ، درست مانند اينست كه برگى را از درخت بريده و اطَّلاعاتى در بارهء رنگ و شكل آن بدست بياورم ، سپس چنين ادّعا