ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٠ - مقدّمهء يكم - بيان مختصرى از نظريّه اى كه منكر تجرّد نفس و استعدادهاى نهفته در آن مى باشد
كرد كه موجوديّت واقعى آن به توالىها و هماهنگىهاى معيّن تك تك صداها بستگى دارد و كافى است كه اين توالى برهم بخورد تا در نتيجهء آن سمفونى خراب شود و ناهماهنگى و بىنظمى جاى آن را بگيرد .
» البتّه بديهى است كه اگر ما حقيقتى را بعنوان « خود » ( نفس ) يا هر اصطلاحى ديگر كه بازگو كنندهء عامل مديريّت توالىها و هماهنگىهاى معيّن تك تك پديدههاى زيست را ناديده بگيريم ، مجبور خواهيم گشت كه معتقد شويم كه هر يك از مجموع پديدههاى متوالى و هماهنگ در مجموع سمفونى حيات داراى اراده اى هستند كه زمان و خواستهء همديگر را مى فهمند و اين يك نوع متافيزيك گرائى است كه منكرين « خود » ( نفس ) از آن گريزانند . بهمين جهت است كه آقاى اپارين در صفحه ٦١ از كتاب فوق چنين مى نويسد : « تضمّن مقصود در سازمان اجسام زنده - اين خصلت جريان تأثير متقابل موجودات زنده و ملأ پيرامونشان و مهمّتر از همه ، سازگارى شگفتانگيز و مؤثّر سازمان اين تأثير متقابل با وظيفهء صيانت ذات و خود بازسازى سيستم تحت تأثير يك سلسله شرايط خارجى معيّن است ، يعنى آن چيزى را كه بسيار از مصنّفان به نام « سازش شكل با وظيفهء عمومى » يا « تضمّن مقصود » از ساختمان چنين دستگاهى ناميدهاند ، چنان وضوح عينى دارد ، و چنان تأثير نيرومندى بر ديدگان بررسى كنندگان طبيعت زنده مى گذارد كه در اكثريّت ، حتّى گوناگونترين تعريفهاى حيات كه در طىّ قرون متمادى فرمول بندى شده و توسّط متفاوتترين مكتبهاى فلسفى و انديشههاى علمى مطرح شدهاند ، به نحوى از انحاء تجلَّى ميكند . وجود سازش شكل با وظيفهء عمومى در همهء موجودات زنده ، حتّى توسّط ارسطو ذكر شده است . او نخستين كسى بود كه توانست در نوشتههاى خود از مجموعهء وسيع مطالب زيست شناسى موجود آن زمان نتائج كلَّى بگيرد . ارسطو اين خاصّيّت مخصوص موجودات زنده را بعنوان « علَّت فعليّت غائى » بنيادى حيات ، يا اصلى كه هدفش در درون خودش است مشخّص ساخت .