ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٩ - بهجت و شكوفائى روح غير از لذّت خود طبيعى است
بر انتخاب يكى از راههاى مفيد كه پيش رو داريم در لذّت عميقى فرو مى رويم .
٥ - ما با ديدار شخصى كه محبوب ما است ، مخصوصا پس از مدّتى جدائى ، مخصوصا آن مفارقت كه احتمال زيادى وجود داشت كه براى هميشه بوده و از ديدار براى ابد محروم خواهيم بود ، لذّت فوق العاده اى در خود احساس مى نمائيم .
٦ - ما با عمل به عدالت ، با وجود قدرت بر تعدّى و زير پا گذاشتن حقّ ، لذّتى عظيم در خود مى بينيم .
٧ - ما با تماشاى يك نمود زيباى طبيعى يا هنرى ، احساس لذّت مى كنيم .
٨ - ما با تماشاى سپهر نيلگون با آن نقطههاى زرّينش در دريايى از لذّت غوطه ور مى گرديم .
و صدها نوع لذّت ديگر كه با انعكاس يك نمود در ذهن يا بوجود آمدن يك فعّاليّت خاصّ در درون ، يا بجهت تغيير يافتن موقعيّتهاى زندگى و غير ذلك بوجود مى آيند . و همهء ما مى دانيم كه آن همه انواع لذايذ را با دو سه كلمهء مترادف و داراى مفاهيم عمومى نمى توان توضيح داد ، زيرا ميان آن لذايذ چه بطور انفرادى و چه در حالت تركيب بعضى از آنها با بعضى ديگر ، مانند لذّت عاطفهء فرزندى كه با لذّت احساس كمال در همان فرزند ، تركيب مى يابد و همچنين تركيب بعضى از آن لذايذ با ديگر فعّاليّتها و پديدههاى روانى ، مانند لذّت تماشاى يك منظرهء زيبا كه با تفكَّر در حقيقت زيبائى تركيب مى يابد ، تفاوت بسيار زياد وجود دارد . پس از توجّه به اين مقدّمهء مختصر مى توانيم معناى « شكوفائى » و « بهجت » را كه ما فوق لذايذ است ، مطرح نمائيم : در شمارهء ٤ از لذايذ ، نوعى از لذّت را ديديم كه لذّت رهائى و آزادى از بند و زنجير و اسارت ناميده مى شود . آن حالت خاصّ روحى كه در نتيجهء رهائى و آزادى از بند و زنجير و اسارت بوجود مى آيد ، اگر چه در لحظات يا ساعتها يا روزهاى نخستين رهائى ، همراه با احساس لذّت و خوشى است ، ولى اين