ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٣ - آيا هدف از عرفان و حقّگرائى بهشت مادّى است كه خود طبيعى را خواهد نواخت
از تورّم و خطر خود محورى كه حاضر است هستى را براى يك لحظه زندگى خود منفى بسازد ، و از خود كوچك بينى كه بجاى خودسازى بيمارى خودسوزى را نصيب انسان مى نمايد ، اينست قانون اوّلى من در مسير رشد .
آيا هدف از عرفان و حقّگرائى بهشت مادّى است كه خود طبيعى را خواهد نواخت ماهيّت آن عوامل لذّت مادّى كه در قرآن در بارهء بهشت آمده است ، غير از اين عوامل طبيعى محض خواهد بود كه ما در اين دنيا با آنها آشنائى داريم [١] . الفاظى كه در قرآن مجيد با مفاهيم لذايذ مادّى آمده است ، بدون اندك تأويل در آن مفاهيم ، بايد پذيرفته شوند نهايت اينست كه مفاهيم واقعى
[١] . دلايل مربوط به دگرگونى موجوديّت طبيعى انسانها در ابديّت فراوان است . از آن جمله : ١ - برچيده شدن منشأ زمان كه حركت است و همچنين منتفى شدن دستگاه زمان - سنج مغز آدميان ، زيرا در سراى ابديّت كه منتهاى تكاپوها و حركتهاى طبيعى است ، منشأى براى مبدء و مسير حركت و مقصد نمى ماند . آياتى كه اين معنى را اثبات مى كند ، متعدّد است ، مانند : ١ - ( إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها ) ( النّازعات آيه ٤٤ ) ( پايان روز قيامت بسوى پروردگار تست ) ٢ - ( يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّماواتُ وَبَرَزُوا لِلَّه الْواحِدِ الْقَهَّارِ ) ( ابراهيم آيهء ٤٨ ) ( قيامت روزى است كه زمين و آسمان از وضع موجود خود دگرگون مى شوند ، و همهء انسانها « يا همهء موجودات » براى خداوند يگانه و پيروز نمايان مى گردند . ) ٣ - ( لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَلا زَمْهَرِيراً ) ( الدهر آيه ١٣ ) . ( در بهشت نه آفتابى خواهند ديد و نه سرمائى ) . ٤ - ( وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنَ النَّهارِ ) ( يونس آيه ٤٥ ) ( و آن روز كه خداوند آنان را محشور مى كند ، گوئى در دنيا توقّف نكردهاند ، مگر زمان كمى از روز را ) . آن روايت بسيار معروف را هم در نظر بياوريد كه مى گويد . فيها ما لا أذن سمعت و لا عين رأت ( در آن بهشت مزايائى وجود دارد كه نه گوشى آنها را شنيده است و نه چشمى آنها را ديده است . )