ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١ - اصل تكميل ابعاد هفتگانه همديگر را
مشخّص مى نمود ) ولى مشكلاتى را كه از ناديده گرفتن عوامل ضرورى ابعاد هفتگانهء معرفت ، بوجود مى آورد ، بر مشكلات كلّ معرفت در بارهء انسان و جهان مى افزود . ما به برخى از اين مشكلات اشاره مى نماييم : ١ - تسلَّط يك پندار بىاساس بر مغز شخص عالم كه عبارتست از « پندار شناخت لازم و كافى در بارهء موضوع مورد تحقيق و آزمايش » در صورتى كه چنانكه اشاره كرديم هيچ عالمى بدون تعيين هدف خاصّ از تحقيق در بارهء يك موضوع و با داشتن ابزار و وسائل ، به شناخت مطلق و فراگير بهمهء ابعاد و جوانب آن موضوع وارد عمل نمى تواند بشود ، در حالى كه آن پندار بى - اساس مغز او را به اسارت تباه كننده مى كشد و به وى چنين تلقين مى كند كه « همين است و جز اين نيست » ٢ - تجزئه شخصيّت انسانى در بارهء موضوعى كه مورد كاوشهاى علمى او قرار مى گيرد - موضوع مورد تحقيق و تجربه با برداشتن پرده يا پرده هائى از چهرهء خود ، شخصيّت عالم را تحت سيطرهء خود مى گيرد و نيروى معرفت همه جانبه در موضوع مزبور را در درون عالم مى خشكاند ، مگر ما در همين دوران خود اين تجزئهء شخصيّت را در عدّه اى فراوان از روانشناسان و روانكاوان و ديگر كارمندان علوم انسانى [١] نمى بينيم آيا دوركيم نمى گويد : « انسان موجودى است ساخته شدهء اجتماع - و جز اين نيست » آيا فرويد معتقد نيست كه « غريزهء اداره كنندهء همهء شئون انسانى غريزهء جنسى او است » . . . اينان بجهت پندارى كه در فوق گفتيم نخست شخصيّت خود را تجزئه مى كنند و سپس شخصيّت كاروان معرفت را .
[١] . تعبير كارمند در مطلب بالا اشاره به اينست كه اكثريّت بسيار چشمگير دانشمندان رشتههاى مزبور ، بيشتر جنبهء كارمندى در آن رشتهها دارند ، نه جنبهء واقعيّت جوئى . و اين تعبيرى است كه استاد ماير متفكَّر فلسفى آلمانى در مصاحبه با اين جانب كه در تاريخ ٢٦ آبانماه سال ١٣٦٢ بهمراه پروفسور وان اس از آلمان و پرفسور دايبر از هلند ، در منزل اين جانب بودند ، در بارهء متفكَّران فلسفى و علوم انسانى اروپاى امروز بيان نمودند .