ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٩ - انحصار عوامل فعليّت و به ثمر رسانندهء چهار بعد اساسى در هفت عامل
همهء ابعاد حياتى خود را در ارتباط علمى محدود با نمودهاى جهان هستى خلاصه كنند و از خود حيات اطَّلاعى نداشته باشند . امكان اين تفكيك ضدّ حيات انسانها بجهت هستى حاصل از جرعه اى ناچيز از احساس آزادى ، در همهء حقائق و ارزشها نه تنها امكانپذير است ، بلكه چنانكه در بالا اشاره كرديم واقعيّت جاريه در اكثريّت كسانى كه شعار علم پرستى و هنر پرستى را روپوشى آراسته با كلمات باردار تكاملى سر مى دهند ، همين است كه مى بينيم و براى همگان قابل لمس است . ولى مسئله بالاتر از اينست ، زيرا اين اسيران هدفهاى تعيين شده براى بررسىهاى علمى با وسائل و ابزار توجيه كنندهء حواسّ و ذهن به كيفيّت عكس العملى كه در ارتباط با موضوعات نشان مى دهند ، جملهء « جز اين نيست » را هم بر محصول انديشه و رفتار خود اضافه مى كنند يك نكتهء ديگر هم كه در اين مبحث بايد تذكَّر داده شود ، اينست كه در دورانهاى اخير شور و هيجان و احساساتى كه براى ايجاد جوّ علم پرستى و فلسفه گرايى محض در برابر تحريك براى اخلاق و ارزشهاى انسانى و معنويّت بوجود آورده و مورد بهره بردارى قرار دادهاند ، كمتر از شور و هيجان و احساسات براى اخلاق و معنويّات و ديگر ارزشهاى انسانى نبوده است ، در صورتى كه علم هرگز باين هيجانات نياز ندارد ، مگر براى كسانى كه در مراحل ابتدائى معرفتند و ضرورت و ارزش علم را نمى دانند .
و اين معنى كاملا معقول است ، ولى همه مى دانيم كه قضيّه فقط اين طور نيست ، بلكه كوشش زيادى انجام شده است كه حسّ ارزشجوئى و زيبائىگرائى و معنى طلبى و تخلَّق باخلاق را هم با بعد علمى اشباع كنند كه شما انسانها پس از بدست آوردن رابطهء علمى با واقعيّات ، هيچ نيازى به آن امور نداريد .
اكنون بايد باصطلاح بعضى فضلاء ببينيم : طناب اتّصال دهندهء دو بعد علمى و فلسفى به بعد اخلاقى چيست اگر مطلبى را كه در آغاز اين مباحث مطرح كردهايم ، مورد توجّه قرار دهيم ، اين طناب كاملا معقول را مشاهده