ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨ - اصول معرفت و گرديدن
راهى به شهود هستى پيدا كند .
نكتهء ديگرى را كه بايد در اينجا متذكَّر شويم ، اينست كه هر اندازه دامنهء تتبّع و تحقّق و اهتمام و عشق به دريافت عميق يك موضوع بيشتر باشد ، چنانكه ممكن است به شهودهاى والاتر بطور سريع نائل گردد ، همچنين شهود حاصل از آنها عالىتر و پر فروغتر بوده باشد .
و اگر معلومات حاصله از دو قلمرو انسان و جهان وارد درونى شود كه آراسته با اخلاق و ارزشها و آرمانهاى اعلاى انسانى بوده باشد ، يعنى وارد درونى شود كه داراى قطب نماى وجدان و عشق به كمال جوئى بوده باشد ، بدون ترديد آن معلومات مانند امواج روحى كه دائما در حال نو شدن است ، تلقّى مى گردد ، بزرگترين نتيجهء امواج روحى تلقّى شدن معلومات اينست كه هرگز آن معلومات نمى توانند حجابى ميان انسان و حقيقت يابى او بوده باشند ، و نمى توانند در مسير خودكامگىهاى انسان مورد بهره بردارى قرار بگيرند ، زيرا بنا بر هماهنگى معلومات با اخلاق چنانكه گفتيم بملاك « اتّحاد عاقل و معقول » روح انسان بآن معلومات ، مانند امواج و شئون روحى خود خواهد نگريست . حتّى اگر بعدها خطاى آن معلومات كشف شود ، باز از امواج روحى تلقّى شدن آن معلومات ، ضررى عائد انسان نخواهد گشت ، زيرا موج دريا ، موج است اگر چه خس و خاشاكى از خارج از ذات دريا مخلوط امواج دريا شود و سطح ظاهرى آن موج را آلوده كند . حالا بايد ببينيم هماهنگى يا تكميل بعد شناخت علمى ، فلسفى ، شهودى ، اخلاقى با بعد حكمت ، چه معنى دارد اگر همهء ابعاد چهارگانه بوسيلهء عقل سليم و خرد رشد يافته بمنزلهء راهنما و نيروى حركت انسانى در زندگى گشتند ، معرفت حاصله از چهار بعد مزبور حكمت ناميده مى شود ، پس در حقيقت بعد حكمت عبارتست از هماهنگ ساختن ابعاد چهارگانه و تحرّك اراده از من كمال جو براى حركت در مسير « حيات معقول » اگر پنج بعد مزبور با يك نورانيّت روحى كه موجب روشنائى