ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٥ - عنصر سوم - محصول عمل تجريد است
تا كمترين زمانى اشغال گردد . يعنى پس از تجريد مفهوم كلَّى مرد از افراد و مصاديق مردها يا تجريد مفهوم كلَّى زن از افراد و مصاديق زنها ، تجريد مفهوم انسان از هر دو افراد سلسلهء انسان ( مردها و زنها ) بدون حركت و فعّاليّت و عمل خاصّى انجام گرفته و مفهوم انسان يكباره در ذهن بروز كرده است .
و اين يك گمان غلط است ، زيرا ما با كمال وضوح مى بينيم فرق است ميان فعّاليّت تدريجى ذهن در تجريد از كلَّىهاى محدودتر به كلَّىهاى وسيعتر كه قطعا حركتى در كار است ، نهايت امر سرعت اين حركت در تندى هرگز با سريعترين حركات فيزيكى مثلا سرعت حركت نور قابل مقايسه نمى باشد ، و آن فعّاليّت تجريدى كه بدون حركت از كلَّىهاى محدودتر ، بيكبار كلَّى وسيعترى را در ذهن بوجود مى آورد . در اين صورت ممكن است قدرت تجريد مغزى بقدرى عالى باشد كه اصلا فعّاليّتى در ذهن بنام تجريد احساس نشود ، مانند مفهوم كلَّى وجود كه يك مغز مقتدر در تجريد مى تواند بمجرّد شنيدن اين كلمه ، همهء هستى را چه بوسيلهء آن اجزائى كه تا آن موقع شنيده است و چه اجزاء ديگرى را كه رابطهء تشابه ميان آنها به همديگر اضافه ميكند ، دريابد . اگر چه براى مغزهاى رشد يافته در حال وسيعترين تجريد فعّاليّتى احساس نشود ، با اين حال ، دريافت مفهوم آن كلَّى بدون حركت و فعّاليّت واقعى با نظر به تفاوت ميان كلَّىهاى مختلف ( مثلا مفهوم كلَّى سيب و مفهوم كلَّى وجود ) امكان ناپذير است .
عنصر سوم - محصول عمل تجريد است مانند خود مفاهيم كلَّى و اعداد و بىنهايت و قضاياى انشائى مانند « اجتماع نقيضين [ با شرائطى كه در منطق آورده شده است ] محال است » و قضاياى رياضى و غير ذلك . درست است كه هيچ يك از پديدههاى روانى حتّى عواطف و احساسات و هيجانها و لذائذ و آلام و تضادّهاى روانى بطور مستقيم قابل لمس و مشاهدات عينى نيستند و فقط آثار و خواصّى را در اجزاء و اعضاى جسمانى مانند حركات و سكنات و دگرگونىها در نظم طبيعى بدن نشان مى دهند ، ولى محصولات عمل تجريد