ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٤ - دليل پنجم
نوع يكم - جريانى مشابه عكسبردارى و تصوير از اشكال و نمودهاى جهان عينى ، مانند عكسبردارى از ماه و درخت و ميز و انسان و سنگ و غير ذلك . [ البتّه همه مى دانيم كه اصطلاح عكسبردارى و انعكاس و تصوير و نقش و امثال اين كلمات كه داراى مفاهيم فيزيكى قابل رؤيت فيزيكى مى باشند نبوده و جز شباهتى نارسا ميان آن مفاهيم و انعكاسات ذهنى چيز ديگرى ديده نمى شود . ] نوع دوم - فعّاليّتهاى ذهنى است . اين نوع جريانات نيز بنوبت خود بسيار زياد است ، مانند انديشههاى منطقى و تجسيمها و تصميم و عمل انتخاب و غير ذلك . عمل تجريد از اين نوع فعّاليّتها است . يعنى مغز آدمى مى تواند با قدرتى كه دارد همه يا بعضى از تشخّصات و تعيّنات فردى و جزئى موضوعاتى را كه در جهان عينى ، همهء موجودات را در بر مى گيرد ، الغاء نموده و مفهومى عارى از آن تشخّصات و تعيّنات را در ذهن بوجود مى آورد . اين فعّاليّت را عمل تجريد مى نامند . گاهى اين عمل تجريد حالت صعودى پيدا مى كند ، مانند كلَّى مردها يا كلَّى زنها كه هر يك مفهومى تجريد شده از تشخّصات و تعيّنات موضوع خود ميباشد . آن گاه عمل تجريد در بارهء مجموع مردها و زنها انجام مى گيرد و مفهوم كلَّى در يك دائرهء وسيعتر يعنى با تجريدى بيشتر كه ما آنرا تجريد درجهء دوم مى ناميم بعنوان انسان در ذهن بوجود مى آيد . همين مفهوم كلَّى نيز با در نظر گرفتن انواعى ديگر از حيوانات مورد تجريد قرار گرفته در يك دائرهء وسيعتر يعنى با تجريدى بيشتر بعنوان حيوان در ذهن بوجود مى آيد . در اين موقع تجريد در درجهء سوم انجام گرفته است .
در اينجا مجبوريم بيك مسئلهء فوق العاده با اهمّيّت اشاره كنيم و آن اينست كه وقتى كه مغز شروع به تجريدهاى تصاعدى ميكند ، چنانكه در مثال بالا مى بينيم سرعت تجريد از درجهء اوّل به درجات بالا بقدرى تند است كه انسان گمان مى كند اصلا براى صعود به تجريد درجهء دوم كمترين حركتى انجام نگرفته است