ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٢ - زمان در تصرّف عارف الهى در مى آيد و قدرت او بالاتر از سختىها و مسلَّط بر آنها مى گردد
ديگر همهء اعمال اختيارى كه از چنين شخصيّتى صادر مى شود ، اگر چه باندازهء منتقل كردن آجرى از نقطه اى به نقطهء ديگر بفاصلهء يك متر بوده باشد [١] . بدانجهت كه مستند به نظاره و سلطهء شخصيّت مى باشند ، اين عمل نيز موجب ابتهاجى از شكوفائى شخصيّت است . معرفت و عمل در متن شخصيّت آدمى برگهائى از يك گل شكوفا و يا دو روى يك عمل اختيارى با انگيزگى معرفت قبلى و هدفگيرى رشدى و تكامل ميباشد . بنا بر اين ، بايد گفت : وحدت معرفت و عمل متن شخصيّت آدمى را مانند گوهرى مى نمايد كه از فروغ معرفت مستمرّ تابناكتر مى گردد و عظمت گوهر شخصيّت را بالاتر مى برد ، تا آنجا كه شخصيّت آدمى نورانى و عقل محض مى شود .
١٠ ، ١١ - فقرّب على نفسه البعيد ، و هوّن الشّديد ( پس دور را براى خود نزديك و سخت را بر خود آسان گرفت ) .
زمان در تصرّف عارف الهى در مى آيد و قدرت او بالاتر از سختىها و مسلَّط بر آنها مى گردد دور و نزديك و پيش و پس و گذشته و حال و آينده توانائى متلاشى كردن شخصيّت انسان عارف را از دست مى دهند . چرا زيرا - < شعر > لامكانى كه در او نور خدا است ماضى و مستقبل و حالش كجا است هست هشيارى زياد ما مضى ماضى و مستقبلت پردهء خدا آتش اندر زن بهر دو تا به كى پر گره باشى از اين هر دو چو نى < / شعر >
[١] . گفتيم : « اعمال اختيارى » قيد اختيار براى آن است كه كارهاى انفعالى محض و اكراهى و اجبارى و اضطرارى كه با رضايت و نظاره و سلطهء شخصيّت انجام نمى گيرند ، نمى توانند از منطقهء ارزشها با شخصيّت ارتباط داشته باشند ، بهمين جهت است كه شناختهاى اجبارى و انفعالى محض و اكراهى و اضطرارى نيز كه نمى توانند تأثير مثبت در شخصيّت بگذارند ، يا چون شخصيّت آنها را مستند به خود نمى داند ، نمى توانند زايندهء معرفت بوده باشند .