ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٩ - بجاى پرداختن به افراط در برهم زدن لابلاى خود در جاذبهء كمال قرار بگيريم
< شعر > تا دمى از هوشيارى وارهند ننگ خمر و بنگ بر خود مى نهند < / شعر > ٤ - گروهى ديگر از انسانها در برابر عوامل جبر نماى زندگى ضعف اسفناكى از خود نشان مى دهند ، مانند اسيران دست قدرت پرستان و شهوترانان و خودكامگان و با اين ناتوانى كاذب كه در خود احساس مى كنند ، در همان اسارت و بردگى احساس آرامش هم مى كنند و در درون خود انگيزه اى براى چون و چرا در آن زندگى كه پيش گرفتهاند نمى بينند . اينان هم آرامش خاطر دارند ، مانند آرامش خاطر حيواناتى كه در باغ وحش در ميان قفسها دارند . آيا مى توان آرامشهاى چهارگانه را كه بطور مختصر متذكَّر شديم آرامش و اطمينان ناميد بنظر مى رسد اين آرامشها معلول بريدن و گسيختن ابعاد بسيار مهمّى از انسان در زندگى است ، نه آرامش طبيعى و منطقى .
شرابخوار پس از آشاميدن شراب ، يا هر شخص تخدير شده كه در خود احساس آرامش مى نمايد ، ناشى از حذف يك بعد يا يك نيروى فوق العاده با اهمّيّت ( هوشيارى و تعقّل ) در زندگى است ، نه آرامش حقيقى .
چنانكه در اوّل مبحث گفتيم : آرامش دل فقط با تكيه به دل آفرين حاصل مى شود . پس كوشش براى بدست آوردن چنين آرامشى از بزرگترين اطاعتها است و موجب جذب شدن به بارگاه ربوبى است ، بدون نياز به وسوسههاى درونى و خودسوزى . انجذاب ببارگاه ربوبى اگر واقعا بوجود بيايد ، من انسانى محال است كه در لجنزار خودپرستى و طبيعت پست حيوانى غوطه ور شود تا براى نجات دادنش به كوبيدن آنچه كه در انسان وجود دارد ، نيازمند بوده باشد .
خلاصه با نظر به منابع اساسى عرفان اسلامى كه قرآن و سنّت و عقل سليم و اجتماع است باين نتيجه مى رسيم كه شناخت عظمتها و كمالات اخلاق عالى انسانى و توجّه به استعداد الهى بودن انسان و گرايش به اين امور فوق خود طبيعى بيش از گلاويز شدن با خود طبيعى براى نجات آن ، مورد تأكيد قرار گرفته است .