ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥١ - دو انحراف تباه كننده كه بزرگترين و نفوذ ناپذيرترين سدّ تكامل و رشد آدميان گشته است يك - خود بزرگ بينى دو - خود كوچك بينى
مى افتد و تدريجا خود طبيعىاش آن قدر متورّم مى شود كه با هيچ دليل و برهان و تنبيهى تورّمش از بين نمى رود . اين دو انحراف تباه كننده دست از گريبان مردم معمولى برنمى دارد . و آن متفكَّران و رشد يافتگان اخلاق والاى انسانى و تكاپوگران ميدان عظمتهاى روحى كه هويّت و مختصّات و رشد روحى انسان در گذرگاه دنيا را با سرنوشت روح در ابديّت مخلوط مى نمايند و اين مسائل بسيار جدّى را طورى بيان ميكنند كه رهروان كوى كمال را به اشتباه و خطا دچار مى سازند . بعضى از بيانات آنان در بارهء « فناى من » در مراحل نهائى رشد ، يا از نيرواناى بودا سر درميآورد كه در مفاهيمى ابهام انگيز غوطه ور است . يا اين « فناى من » در ذات پاك ربوبى چنان طرح مى شود كه گويى نخست مانند جزئى از آن ذات پاك جدا شده و مدّتى در صحنهء طبيعت تكاپو نموده و در پايان كار به همان كلّ پيوسته است كه اگر نمى پيوست ، آن كلّ ناقص مى ماند گاهى ديگر ذات اقدس ربوبى در حالتى از حالات فناى يك من ، خود را ابراز مى دارد و مى گويد : « منم حقّ » و موقعى كه حال آن انسان دگرگون مى شود و آن حالت « فنا » از بين مى رود ، يك من معمولى مى گردد و مسير حيات معمولى را مى پيمايد . بنظر مى رسد همهء اين حالات روحى بيان - كنندهء بعدى بسيار با عظمت از روح انسانى است كه بر همهء عالم هستى اشراف پيدا ميكند و از چنان احاطهء با عظمتى برخوردار مى گردد كه نظيرش را در هيچ يك از حالات روحى نمى توان مشاهده كرد ، ولى آيا در اين حالت يك من انسانى خدا شده است كمال برين شده است نه هرگز ، بلكه او حالتى از حالات كمال انسانى را دريافته است . بنا بر اين ، پويندگان راه عرفان بمعناى اصطلاحى آن ، در بارهء يك مسئله به واقعيّت رسيدهاند و آن عبارتست از دريافت شكوفائى من عالى انسانى و در بارهء مسئله اى ديگر دچار اشتباه شدهاند و آن عبارتست از احساس تعيّن خداوندى در وجودشان . اگر معناى « فنا از خود » بقاء با بقاء الله است ، اين حقيقتى است صحيح ، زيرا تزكيهء نفس