ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤١ - انحصار عوامل فعليّت و به ثمر رسانندهء چهار بعد اساسى در هفت عامل
را داشته باشيم كه به پشت نمودهاى طبيعى نفوذ كنيم جريانات وحشتناكى را مانند قدرت تخريبى اتمى و غير ذلك را خواهيم ديد . « اين فيلسوف فراموش كرده است كه اگر زيباترين نمود زيبا را اگر با روش تجزئه اى در نظر بگيريم ، نه تنها اجزاء و خطوط كوچك و باريك آنها هيچ گونه زيبائى ندارند ، بلكه ممكن است خيلى زشت هم بوده باشند . بطور كلَّى نه تنها محصول و خواصّ تركيبى موجودات همان مقدار در ارتباط با جهان برون ذاتى ، بيشترين علوم ما را بوجود مى آورند ، بلكه با قطع نظر از آنها ما نمى توانيم حتّى يك روز در اين دنيا بزندگى خود ادامه بدهيم . اگر فرض كنيم ما آن توانائى را بدست آوريم كه به اعماق ذرّات متحرّك هستى وارد شويم و با همان حركاتى كه در ذرّات هستى حاكميّت دارد ، حركت كنيم ، قطعا من خود را كه با يك حالت ثبات هويّت خود را ادامه مى دهد ، بايد از دست بدهيم . در صورتى كه اگر يك انسان مثلا در شانزده سالگى جنايتى را مرتكب شود ، پس از هشتاد سال هم خود او ميداند كه همان جنايتكار است و هم ديگر انسانها كه از ارتكاب او به خيانت اطَّلاع دارند ، اين انسانها از هر جامعه و اهل هر دورانى كه باشند حكم به جنايتكارى آن جنايتكار خواهند نمود .
٥ - شناخت هستى با بعد حكمى - اگر بخواهيم بعد حكمى دو قضيّهء علمى مزبور را در نظر بگيريم ، با عظمتى ديگر در معرفت حاصل از آن دو قضيّه روبرو خواهيم گشت . نخستين آگاهى كه بعد حكمى بما مى دهد ، توجّه به استعداد عالى مغز و روح است كه با بدست آوردن علم به دو قضيّهء مزبور به فعليّت رسيده است . و از نتيجهء مهمّى كه از استعداد عالى مغز و روح بدست مى آيد ، مى فهميم كه در كارگاه هستى حكمت متعاليه اى دست اندر كار است كه از ميان ميلياردها ميليارد موجودات و حوادث و روابط و دگرگونىها مسير معيّنى را باز كرده است . بنا بر اين ، معتقد مى شويم كه علم به دو قضيّهء مزبور معلول يك حكمت جهانى است كه نصيب ما گشته است ، در اين موقع