ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٤ - نگاه بر زندگى و هستى براى تحصيل بينائى نه عبور چشم از آنها با لمس كورانه
براى او آشكار مى سازد .
آن انسان عارف كه امير المؤمنين ( ع ) توصيف مى نمايد ، بالاتر از آن است كه دشواريها و سختىهاى زندگى روح او را بفرسايد و ناتوانش بسازد .
او با احساس وابستگى به قدرت مطلقهء خداوندى ، خود را توانا مى يابد و براى ورود به سختىها در ميدان مسابقه در خيرات و كمالات ، حتّى به مقدار توانائى فعلى خود ، قناعت نمى ورزد ، بلكه با كمال اشتياق مى كوشد كه بر قدرت خود بيفزايد و بر مشكلات فائق آيد .
چرا مرد عارف خود را توانا نبيند ، با اين كه بمقام نفس مطمئنّه رسيده است - ( أَلا بِذِكْرِ الله تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ) [١] ١٢ ، ١٣ - نظر فأبصر و ذكر فاستكثر [ در عوامل عبرت و جلوهء حكمت هستى ] ( نگريست و بمقام بينائى رسيد .
بياد خدا افتاد و به ذكر فراوان پرداخت ) .
نگاه بر زندگى و هستى براى تحصيل بينائى نه عبور چشم از آنها با لمس كورانه آن نور هدايت كه در دل سالك سبيل حقّ برافروخته شده است ، اختيار همهء حواسّ را بدست گرفته ، چنانكه گوش را از وارد شدن هر صدا و سخنى جز نغمهء الهى و سخن حقّ باز مى دارد ، ذائقه را از چشيدن طعم هر گونه حرامى ممنوع مى سازد ، چشم را نيز از لمس كردن نمودهاى واقعيّات هستى كه مانند دست ماليدن كوران بر سطح اجسام است ، جلوگيرى مى نمايد . نگاه عارف ربّانى در حقيقت پيش از آنكه با نور فيزيكى براى ديدن نمودهاى هستى ارتباط برقرار كند ، با نور هدايت درونى اشباع مى شود و بوسيلهء همان نور نخست
[١] . الرّعد آيهء ٢٨ .