ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٣ - زمان در تصرّف عارف الهى در مى آيد و قدرت او بالاتر از سختىها و مسلَّط بر آنها مى گردد
هر اندازه كه معرفت و عمل در متن شخصيّت عارف الهى به وحدت عالىتر نائل مى گردند ، و هر اندازه كه خود واقعيّات و حقائق مورد ارتباط شخصيّت مزبور قرار مى گيرند ، و هر مقدار كه هدف « حيات معقول » چهرهء خود را براى عارف آشكارتر مى نمايد ، ابعاد هندسى و همهء نمودهاى كمّى و كشش زمان و مقاطع آن ، سطحى بودن حقيقت و وسيله بودن آنها را بهتر نشان مى دهند ، تا آنجا كه همهء ابعاد و كششهاى مزبور موقعيّت واقعى خود را از ديدگاه عارف دريافت نموده و كمترين مانعى در راه ارتباط عارف با خود واقعيّات نمى توانند ايجاد كنند . وقتى كه عارف حلقههاى زنجيرى علل و معلولات و عملها و عكس العملها را در مى يابد ، با اين كه جريان تدريجى حلقههاى زنجيرى امور مزبوره ، براى هر يك از آنها تعيّن و زمان خاصّى را در سطح طبيعت تثبيت كرده است ، آن تعيّنها و خصوصيّتهاى زمانى در سطح طبيعت مانع از دريافت واقعيّت همهء آنها بعنوان امواجى كه [ يكى در كنار ديگرى يا يكى پس از ديگرى ] در سطح طبيعت در جريانند ، نمى باشند - بلى ، « عارف از انگور مى بيند همى » . اين دريافت شهودى نه تنها با شناخت علمى و فلسفى آن امواج هيچ منافاتى ندارد ، بلكه موجب تقويت روشنائى ابتهاج انگيز در بارهء دو شناخت مزبور نيز مى گردد . بنا بر اين ، براى آن عارف كه خداوند سبحان در خودشناسى و خودسازى كمك كرده است ، فواصل دور زمانى كه واقعيّات بر روى آنها گسترده است مطرح نخواهد بود . لذا عارف با نور عرفانى كه بدست آورده است ، روز قيامت را مى بيند ، آغاز ابديّت را مشاهده مى نمايد ، زيرا همهء موجوديّت خود را در اين دنيا با همهء حركات و سكناتش مشاهده مى كند و ميداند كه نتيجهء چنين موجوديّتى در قيامت چيست .
شخص عارف آينده را مانند امروز مى بيند ، زيرا چنانكه گفتيم : نور عرفان الهى نه تنها حجاب زمان را از جلو چشمان عارف بر كنار ميكند ، بلكه همهء واقعيّات مربوط به موجوديّت او را پيوسته بهمديگر ، و در يك وحدت عالى