ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٩ - تحقّق عرفان مثبت در يك انسان كامل كه علىّ بن ابي طالب نام او است
گويا در تعريف سياست ، بازى با حقيقت و واقعيّات و بوقلمون بودن شخصيّت و « كَس » ها را « چيز » تلقّى كردن اجزاى اصلى است كه بدون آنها هيچ كس نمى تواند تنظيم و مديريّت جامعه را كه متشكَّل از انسانها است بنام سياست بعهده بگيرد . آيا مى توان با اين توهين و تحقير شرمآور به انسانها ادّعاى عرفان نمود . حركت آزادانه در راه حقّ جز از اين اصل در بارهء انسانها تبعيّت كند كه :
أنا أريدكم للَّه ( من شما را براى خدا مى خواهم ) من شما را از آن خدا مى دانم ، زيرا آن آفرينندهء هستى در بارهء شما گفته : ( فَإِذا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه ) ( و از روح خود در انسان دميدم ) و گفته است : ( وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ) ( حقيقتا ما فرزندان آدم را تكريم نمودهايم ) و گفته است : ( وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْه مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ) ( و ما به او از رگ گردن او نزديكتريم ) و گفته است : ( فَتَبارَكَ الله أَحْسَنُ الْخالِقِينَ ) ( خداوند بهترين خلق كنندگان منبع بركت است ) اگر چه :
و أنتم تريدونى لأنفسكم ( شما مردم مرا براى برآوردن خواستههاى خود مى خواهيد )