ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٦ - تحقّق عرفان مثبت در يك انسان كامل كه علىّ بن ابي طالب نام او است
قطعه مى كرد . و بالاخره با تدبير يك خرگوش به چاهى كه خود كنده بود ، افتاد و نابود شد چنين مى خوانيم :
< شعر > در فتاد اندر چهى كاو كنده بود ز آنكه ظلمش بر سرش آينده بود چاه مظلم گشت ظلم ظالمان اين چنين گفتند جملهء عالمان هر كه ظالمتر چهش با هولتر عقل فرموده است بدتر را بتر اى كه تو از ظلم چاهى مى كنى از براى خويش چاهى مى تنى بر ضعيفان گر تو ظلمى مى كنى دان كه اندر قعر چاه بىبنى گرد خود چون كرم پيله بر متن بهر خود چه مى كنى اندازه كن شير خود را ديد در چه وز غلوّ خويش را نشناخت آن دم از عدوّ عكس خود را او عدوى خويش ديد لاجرم بر خويش شمشيرى كشيد < / شعر > اينست اصل دهم از اصول عرفان مثبت كه عبارتست از اصل روياروئى واقعى با خويشتن . براى توضيح و تأكيد اين اصل مجبوريم اين سؤال را مطرح كنيم : آيا هيچ عقل و عاقلى مى تواند باور كند كه آدمى خود را بفريبد ولى ديگران را فريب ندهد هر كس به خود اجازه بدهد كه پاسخ اين سؤال را مثبت بدهد و بگويد : بلى ، هيچ مانعى نيست كه انسان خود را با لغزيدن از اصول و قوانين انسانساز بفريبد و شديدترين توهين و تحقير را به خويشتن روا بدارد ، ولى بر ذات ديگران احترام بگذارد و آن را نفريبد در چنين انسانى فهم و عقل سراغ نداريم . آخر چگونه امكانپذير است كه شخص محبوبترين و اصيلترين حقيقت را كه ذات خود او است ، تباه كند ، ولى به ذات ديگران احترام بگذارد . آيا خود فريبى معناى ديگرى جز تباه كردن ذات خويشتن دارد در مطالب پيشين اين حقيقت را دريافتيم كه كسى كه در صدد فريفتن ديگران برمى آيد ، دير يا زود به نوعى از انواع ، انتقام و عكس العمل آن را خواهد ديد . اين همان قانون عمل و عكس العمل و فعل و ردّ فعل است كه با بيانات گوناگونى بيان مى شود ، مانند قانون مكافات انتقام طبيعت جريان محاسبه