ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٧ - مقدّمه اى براى حلّ معمّاى حاصل از احساس تضادّ فوق
و ديگر ابزار شناخت نمى باشد .
١٠ - هنگامى كه به يك منظرهء زيبائى تماشا مى كنيم بوسيلهء همان چشم تماشا مى كنيم كه يك رياضىدان براى درك ابعاد رياضى آن منظره مى نگرد ، ساختمان چشم اين دو نفر هيچ تفاوتى ندارد . در صورتى كه رياضىدان چهره اى از آن منظره را درك نموده و به فعّاليّت مغزى مى پردازد كه با آن چهرهء زيبائى كه زيباشناس از آن منظره دريافت مى نمايد ، كاملا متفاوتست . مسلَّم است كه هيچ يك از اين دو ناظر چهره اى را كه از جهان مى بيند ، با ذهن خود آنرا نمى سازد ، بلكه واقعيّتى خاصّ را با استعدادى خاصّ مغزى و روانى درك نموده و در بارهء آن به فعّاليّت مى پردازد .
١١ - در آن هنگام كه يك دانشمند بجهت تكاپوهاى علمى و بينشهائى كه از آن تكاپوها بدست مى آورد ، در جهان مى نگرد ، آنرا تجسّمى از قانون و تبلورى از روابط مى بيند ، در صورتى كه اجزاء و نمودهاى جهان براى يك انسانى عامّى اشيائى گسيخته و بىسرو ته مى نمايد نه تجسّمى از قانون مى شناسد و نه تبلورى از روابط . آيا آن دانشمند ژرفنگر و آن تكاپوگر ميدان علم وقتى كه مى گويد نظم و رابطه در جهان هستى واقعيّت دارد و من آنرا مى بينم ، دروغ مى گويد آيا او از ساختههاى بىاساس ذهنش سخن مى گويد يا از واقعيّتى خبر مى دهد كه با استعدادهاى خاصّ مغزى و روانى خود آنها را درك كرده است ، ولى آن شخص عامّى از به فعليّت رساندن آنها محروم بوده است ١٢ - ما انواعى از فعّاليّتهاى رياضى در بارهء اعداد و علامتها انجام مى دهيم و از آنها نتايجى مى گيريم كه اگر اصول قوانين مربوطه را دقيقا مراعات نكنيم به آن نتايج صحيح نمى رسيم . آيا اين فعّاليّتها ساختههاى بىاساس ذهن ما هستند كه هيچ گونه واقعيّتى را به ما ارائه نمى دهند آيا مثلا ٢٥ ٥ ٥ درست مانند تصوّر آبى است كه سر ببالا مى رود و يا مانند تصوّر انسانى است كه