ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٨ - ابن سينا بهجت را به خدا نسبت مى دهد
ببينيد كلمهء « خدايا » در چه موردى بكار رفته است . گويندهء اين كلمه در چه موقعيّتى به فكر خدا افتاده است اين خدايا كجا و آن خدايا كجا كه مولوى در سه بيت زير مى گويد :
< شعر > صد هزاران ضدّ ضدّ را مى كشد بازشان حكم تو بيرون مى كشد از عدمها سوى هستى هر زمان هست يا ربّ كاروان در كاروان باز از هستى روان سوى عدم مى روند اين كاروانها دمبدم < / شعر > نكتهء دوم - در اين عبارات ابن سينا هشدارى براى آن عدّه از اشخاص وجود دارد كه مى گويند : دين هدف اعلاى حيات انسان را ورود به بهشت و برخوردارى از نعمتهاى لذّتبار آن مى داند اين اشخاص مى بايست نخست به گفتار معروف علىّ بن ابي طالب عليه السّلام توجّه كنند كه صريحا فرموده است : « خداوندا ، من ترا نه به طمع و رغبت در بهشت مى پرستم و نه بجهت ترس از دوزخ ، بلكه ترا شايستهء پرستش ديده و مى پرستم » سپس با نظر به اين كه ابن سينا يكى از پيشتازان فلسفه و حكمت و عرفان اسلامى است ، عبارات وى را در اين مورد مى ديدند كه مى گويد : « كسى كه حقّ را واسطهء رسيدن به لذايذ آخرت تلقّى كند ، ناتوانى است كه بايد به او ترحّم نمود » . مسلَّم است كه بجهت دگرگون شدن مختصّات طبيعى انسانها در عالم ابدى ، حقيقت عوامل مادّى لذّت نيز دگرگون خواهد گشت ، چنانكه در مباحث آينده خواهيم ديد ، انشاء اللَّه .
ابن سينا بهجت را به خدا نسبت مى دهد ابن سينا در نمط هشتم در عبارت زير ابتهاج و بهجت را به خدا نسبت مى دهد :