ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٩ - ابن سينا بهجت را به خدا نسبت مى دهد
أجلّ مبتهج بشىء هو الأوّل لذاته لأنّه أشدّ الأشياء إدراكا لأشدّ الأشياء كمالا الَّذى هو برىء عن طبيعة الإمكان و العدم و هما منبعا الشّرّ و لا شاغل له عنه [١] .
با عظمتترين موجودى كه ابتهاج به حقيقتى دارد ، خداوند است كه ذاتا اوّل است ، ( يا با عظمتترين موجودى كه به حقيقتى ابتهاج دارد ، خداوند است كه به ذات خود ابتهاج دارد . ) زيرا اوست كه داراى عاليترين ادراك به عاليترين كمال است ، كمالى كه از طبيعت امكان و عدم كه دو منبع شرّند ، منزّه و مبرّا است و هيچ عاملى كه آن ذات اقدس را از اين درك باز دارد وجود ندارد .
آن گاه ابن سينا به تعريف و توصيف عشق حقيقى پرداخته مى گويد : و العشق الحقيقىّ هو الابتهاج بتصوّر حضرة ذات ما [٢] و عشق حقيقى عبارت است از ابتهاج به تصوّر دريافت يك ذات سپس مى گويد : و الأوّل عاشق لذاته من ذاته عشق من غيره أو لم يعشق [٣] و خداوند متعال از ذات خود بذات خود عاشق است ، خواه از طرف ديگر موجودات معشوق بوده باشد يا نه .
اين مطلب در بيت زير منعكس است :
< شعر > چو كمال حسن مطلق كه ز عشق بىنياز است دل بيقرار محمود به غمزهء اياز است < / شعر > نتيجهء گفتههاى ابن سينا در اين مبحث چنين است :
[١] . الاشارات و التّنبيهات نمط هشتم ص ٣٥٩ ابن سينا .
[٢] . مأخذ مزبور .
[٣] . مأخذ مزبور .