ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٧ - تحقّق عرفان مثبت در يك انسان كامل كه علىّ بن ابي طالب نام او است
١ - و الَّذى بعثه بالحقّ و اصطفاه على الخلق ما أنطق إلَّا صادقا [١] سوگند به خدائى كه پيامبر را بر حقّ برانگيخته و او را بر همهء مردم برگزيده است ، سخنى جز راست نمى گويم .
عرفان مثبت نتيجهء ارتباط انسان را با جهان برونى و همهء رويدادها درست و مطابق همان ارتباط منعكس مى سازد . منعكس ساختن خلاف ارتباط با جهان برونى و رويدادها يا ناشى از ضعف شخصيّت است كه با استقلال و قدرتى كه عرفان به شخصيّت آدمى مى دهد ، ناسازگار است و يا ناشى از جهل به اين قانون است كه ابراز خلاف واقع نوعى مبارزه با خويشتن است كه همواره به مغلوبيّت شخصيّت مى انجامد . جاى بسى شگفتى است كه در قاموس زندگى بعضى از مدّعيان عرفان ، دروغ و ابراز خلاف واقع به بهانهء مصالح ( نه دفع ضررهائى كه از ضرر روحى دروغ بدتر باشد ) با عرفان جمع مى شود و هيچ تضادّ و تناقضى هم احساس نمى گردد صدق بمعناى تطابق گفتار ، كردار ، انديشه ، انعكاس با واقعيّت اساس « انسان آن چنانكه بايد باشد » است . عرفان مثبت كه عبارتست از ارتباط كاملا صحيح انسان با جهان و انسان و خدا و بهره بردارى سازنده از آن ارتباط با دروغ و ابراز خلاف واقع كه موجب ساييده شدن عوامل گيرندهء مغز و عامل مات كنندهء رنگ واقعيّاتست ، هيچ گونه سازشى ندارد . اين مختصّ عالى عرفان مثبت در همهء لحظات زندگى امير المؤمنين ( ع ) مشاهده مى شود . اين كه مى گوئيم در همهء لحظات زندگى امير المؤمنين ، مقصود ما اينست كه تنوّع موقعيّتهاى زندگى مانند زندگى فردى ، خانواده اى ، خويشاوندى ، اجتماعى ، و در زندگى اجتماعى موقعيّتهاى جنگ و پيكار و صلح و پيروزى و شكست ظاهرى و موقعيّتهاى سياسى و مديريّتهاى گوناگون نتوانسته است امير المؤمنين را به انحراف از صدق و راستى و راستگوئى بكشاند . اگر اهمّيّت
[١] . نهج البلاغه ، ج ٢ خطبهء ١٧٣ .