ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٥ - چهار - گرداندن ( ساختن ) با بعد اخلاقى
بدون نياز به عقل و مقدّمات حسّى و فعّاليّتهاى تجربى : لا اقلّ در مسير حيات معمولى امكان ناپذير است .
چهار - گرداندن ( ساختن ) با بعد اخلاقى همهء تلاشها و زحمات يك باغبان گل پرور كه ممكن است به آموزشها و تكاپوهاى علمى فراوانى نيازمند بوده باشد ، براى رويانيدن گلهائى است كه بمرحلهء شكوفائى برسند ، تخلَّق به اخلاق والاى انسانى يعنى شكوفائى همهء استعدادها و حقائق مربوط به انسان .
آن پيشتازان فكرى كه دوران ما را پايان دوران ما قبل تاريخ ( تاريخ انسانى ) مى نامند و براى آغاز تاريخ انسانى هر گونه تلاش مى كنند و از بكار گرفتن هيچ منطقى مضايقه ندارند ، بايد بدانند تغيير دادن وضع زندگى انسانها در رابطه با صنعت و هنر و پول و جريانات نظامى و ديگر شئون امروزى بشرى به وضعى ديگر ، بدون احساس ضرورت گرديدن و گرداندن اخلاقى ، ادامهء همان دوران ما قبل تاريخ است نه پايان بخشيدن به آن . هيچ راهى براى ختم دوران ما قبل تاريخ جز شكوفا ساختن درون انسانها با اخلاق عالى انسانى كه همان شكوفائى حقائق است ، ديده نمى شود . شايد در بارهء انسان سخنى نمانده كه گفته نشود ، و تجربه اى نمانده كه انجام نگردد و تلاشى در مسير « حيات معقولش » نمانده است كه صورت نگرفته باشد . يا حدّ اقلّ محصولى كه بشر از سرمايه و تلاش براى پيشرفت خود برداشته است ، بقدرى در مقابل آن سرمايه و تلاش ناچيز است كه بدون شرمسارى نمى توان آن را مطرح نمود .
اكنون موقع آن رسيده است كه معلَّمان و مربّيان بهر نحوى كه ممكن است بايد به انسانهاى مورد تعليم و تربيت بفهمانند كه « هرگز فراموش مكن كه تو انسانى و با آنان كه شركت در زندگى دارى نيز انسانند . آنان نيز مانند تو خوشى لذّت را در مى يابند و درد و ناگوارى الم را مى فهمند و همان عامل جلب سود و لذّت كه براى تو انگيزگى دارد و تحريك مى كند ، در همهء آنان