ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٣ - ٤ - بروز ١٧١ من ١٨٧ كه مديريّت حيات را بعهده مى گيرد
٥ - آب نمى تواند ميراب خويشتن بوده باشد
٥ - آب نمى تواند ميراب خويشتن بوده باشد آيا انعكاس و تصوّرهائى كه ما از اشياء جهانى در ذهن خود درمى يابيم ، وارد ذهن ما مى شوند [ و فرض اينست كه همهء ذرّات ارگانيسم بدن ما در حركت و تحوّل است ] و در آن جايگاه خود بخود تنظيم ميشوند و مشتى از آنها خود بخود بصورت قانون درمى آيند ، بعضى از آنها خود بخود محكوم به بطلان مى شوند و برخى ديگر صحيح تلقّى مى گردند و بطور كلَّى اين قطرات جارى در سطح ذهن خود بخود ميراب خويشتن گشته و تقسيم و دسته بندى مى شوند و هر دسته اى نيز ميراب خودش مى شود و پديدههاى فعّاليّتهاى متنوّع و بىشمار مغز و روان را تشكيل مى دهند آيا صريحتر و تندتر از اين مبارزه با علم سراغ داريد كه بگويد : معلولى بدون علَّت بوجود مى آيد معلوم است كه پاسخ منفى اين سؤالها نيازى به تأمّل ندارد . اگر براى يك انسان استعداد تعقّل فرض نشود ، همهء موجودات جهان هستى را هم مشاهده نمايد و همهء اصول و قوانين را هم براى او ارائه نمايند ، امكان ندارد كه تعقّل نمايد . اگر در يك انسان استعداد وجدان اخلاقى وجود نداشته باشد ، همهء حقّ و باطلها و نيك و بدها و بايستگىها و نبايستگى را براى او نشان بدهند ، هرگز با وجدان اخلاقى با آنها روبرو نخواهد گشت . همچنين مشاهدهء همهء مناظر زيباى طبيعت و تماشاى همهء آثار هنرى دنيا ، مادامى كه در يك انسان استعداد هنرى وجود نداشته باشد ، حتّى ناچيزترين اثر زيباى هنرى را هم نخواهد توانست بوجود بياورد .
گمان نمى رود دعوى و مشاجره و اشكال بر سر استعدادهاى مزبور بوده باشد ، بلكه بحث و نزاع و جدال بر سر به فعليّت رساندن استعداد كمال معنوى انسان است
گمان نمى رود دعوى و مشاجره و اشكال بر سر استعدادهاى مزبور بوده باشد ، بلكه بحث و نزاع و جدال بر سر به فعليّت رساندن استعداد كمال معنوى انسان است آيا كسى در اين مسئله ترديد دارد كه گاو از ديدن زيباترين منظرهء دنيا لذّت نمى برد نه هرگز ، همه يقين دارند كه گاو لذّتى از مناظر زيبا نمى برد ،