ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣ - دفع توهّم مهمّ در بارهء تكميل ابعاد هفتگانه با همديگر
چه بدانند و چه ندانند با بعهده گرفتن وكالت براى دفاع از آتيلا و گاليگولا و نرون و چنگيز و هلاكو و تيمور لنگ و بناپارت و هم مكتبان آنان ، جهان زيباى هستى را بصورت ميدانگاهى براى تنازع در بقا در مى آورند و با كمال راحتى خيال و آرامش روانى كه ناشى از اشباع حسّ انتقام جوئى از كلّ بشريّت است ، شبانگاه سر ببالش نرم نهاده و در دريائى از لذّت پيروزى و وصول به مراد كه ضدّيّت با حيات بشرى است غوطه ور ميشوند ٥ - آنانكه با شناخت علمى يك يا چند بعد انسان يا جهان ، ديگر ابعاد معرفت را در بارهء آن دو ، از مغز خود حذف ميكنند .
دفع توهّم مهمّ در بارهء تكميل ابعاد هفتگانه با همديگر دفع توهّم ضرورت يا امكان تجزئهء هر يك از ابعاد هفتگانهء عوامل به فعليّت رسانندهء چهار بعد اساسى ، بدينقرار است : در اين كه انسان مى تواند براى شناخت يك حقيقت با ابزار و وسائل معيّن براى وصول به هدف يا اهدافى مشخّص دست به كار شود و به مقصود خود برسد ، هيچ ترديدى نيست و همهء كارهائى كه علوم تا كنون انجام دادهاند ، بر همين مبنى بوده و توانستهاند ميان ابعادى از طبيعت و انسان ارتباط برقرار كنند . آنچه كه مهمّ است اينست كه آيا با اين گونه روش علمى مى توان ادّعا كرد كه آن حقيقت بطور مطلق « آن چنانكه هست » شناخته شده است پاسخ اين سؤال از ديدگاه خود علم ، قطعا منفى است ، زيرا آنچه كه انجام گرفته است ، مرد محقّق با وسائل و ابزارى معيّن [ كه در ارتباط با حقيقت ، فقط كيفيّت پذيرش اثر علَّت را نشان مى دهد ] و با هدفگيرى معيّن ، معلوماتى از آن حقيقت را بدست آورده است . با اين وضع ، مدّعاى شناخت آن حقيقت بطور مطلق « آن چنانكه هست » باصطلاح علمى « مدّعائى اعمّ از دليل » ميباشد . باين معنى كه دليل فقط مقدارى از مدّعا را اثبات مى كند نه همهء آنرا .