ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٥ - او چنانكه همهء حقائق را مانند نمودها در روشنائى خورشيد مى بيند ، خود مانند خورشيد همهء حقائق را روشن مى سازد
نمى كند من آن درونى را كه بر تاريكى فضاى ارواح انسانها اهمّيّتى نمى دهد ، از روشنائى محروم مى بينم ، ديدگانى كه اشكى مقدّس بر سوختن نفوس آدميان در آتش جهل و ظلمت و ابهام نريزد ، هرگز حقيقتى را نديده است . رهروان راه حقيقت انسانهاى گمشده در بيابانهاى بىنشان و بىعلامت را مانند گمشدهء خويشتن تلقّى مى نمايند ، و تا به جادّه اى كه به حقيقت مى پيوندد ، راهنمائى نكنند ، دست از آنان بر نمى دارند . براستى چه فراوانند انسانهائى كه در جايگاه هميشگى زندگى خود ، و در توى كاخهاى مجلَّل و در ميان خويشاوندان مهربان و عزيز خود و با غوطه خوردن در همهء انواع لذّت و كاموريها ، در بيابانهاى بىسر و ته و بى آب و علف و دور از حيات زندگى مى كنند .
آيا كسى كه هيچ اصل و الگوئى براى حيات حقيقى خود نپذيرفته است و كسى كه اصلا سه سؤال « از كجا آمدهام براى چه آمدهام بكجا مى روم » را مورد توجّه قرار نداده است ، مى تواند ادّعا كند كه حيات او در آشيانهء حقيقىاش سپرى مى شود آن كس كه مى گويد :
< شعر > ما ز آغاز و ز انجام جهان بىخبريم اوّل و آخر اين كهنه كتاب افتاده است < / شعر > مى تواند از كلمات و سطور و ابواب و فصول اين كتاب بزرگ اطَّلاعى بدست بياورد لذا مى توان گفت : بدون دليل نيست كه اين گونه اشخاص از انديشههاى عميق و همه جانبه در بارهء وجود خويش و جهانى كه در آن زندگى ميكنند ، گريزانند .
زيرا هر حركت فكرى كه براى حركت در اين زندگانى از آنها سر بزند ، در حقيقت قدمى در همان بيابان بىسر و ته و بى مشعل و بيگانه از حيات بر مى دارند .
٢٨ ، ٢٩ - يقول فيفهم ، و يسكت فيسلم ( سخن مى گويد ، آنرا مى فهماند و سكوت ميكند سالم مى ماند ) .