ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٠ - حال ، و عرفان منفى ، و عرفان مثبت
١ - ارباب حال و وجد . ٢ - عرفان گرايان منفى . ٣ - عرفان گرايان مثبت .
١ - ارباب حال و وجد : اين گروه را كه اشتياق شديد به وجد و شعف و نعشهها و هيجانات روانى ، به عرفان گرائى وادار مى نمايد ، « حاليّون » نيز مى توان ناميد . شايد با مطالعهء وضع روحى اكثريّت چشمگير عرفا ، به اين نتيجه برسيم كه همهء اين رهگذران در مراحل نخستين به انگيزگى اشتياق شديد به وجد و حال لذّتبخش شروع به حركت مى نمايند ، اگر چه در وسط راه سمت و مقصد حركت و هدفگيرى را تغيير مى دهند . به عبارت ساده تر به انگيزگى لذّت و حال شروع مى كنند و تدريجا گام به ما فوق لذّت مى گذارند و گسترش روح در هستى و برقرار كردن رابطهء واقعى با خداوند هستىبخش را هدف - گيرى مى نمايند ، خداوندا چنين باد ، كه نوع انسانى بتواند از لذّت جوئى عقلانى و روحانى كه ريشهء اپيكورى دارد ، نجات پيدا كند و گام به ما فوق اصل لذّت بگذارد . حقيقت اين است كه خوشىها و لذايذ ارباب حال و وجد با هيچ يك از لذايذ جسمانى و طبيعى قابل مقايسه نمى باشد : واقعا - < شعر > اى بلبل جان مست زياد تو مرا وى مايهء غم پست زياد تو مرا لذّات جهان را همه يكسو فكند حالى كه دهد دست زياد تو مرا < / شعر > اگر انجذاب به كمال ، از لذّت حاصل از حال و وجد و نشاط روانى درگذرد و به ابتهاج روانى برسد و در آنجا توقّف نكرده ، به شكوفائى من با تابش انوار ربّانى نائل آيد ، حركتى صحيح در مسير گرديدن انجام داده است كه ضمنا از لذّت گرائى كه در ابتداى حركت ديده است ، احساس تأسّف خواهد كرد و خواهد گفت : اى كاش كه ما بين مشاهدهء صورت و نمودى زيبا تا شهود زيبائى حقيقت ما فوق آن صورت ، فاصله اى وجود نداشت ، يعنى در مسير - < شعر > اى بسا كس را كه صورت راه زد قصد صورت كرد و بر الله زد همچو اعرابى كه آب از چه كشيد آب حيوان از رخ يوسف چشيد < / شعر >