ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٨ - استعدادهاى متضادّ را چگونه بايد تفسير كرد
از مجموع مباحث گذشته مى توانيم باين نتيجه برسيم كه آنچه كه خداوند متعال در نهاد انسان بوجود آورده است ، استعدادهاى مثبت و سازنده و مفيد است ، حتّى حيوانىترين غرائز انسانى با نظر به ماهيّت آن خير و مفيد است ، اين انسان است كه با خنثى كردن استعدادهاى مثبت و سازنده اش ، آن غرائز را مورد سوء استفاده قرار مى دهد .
و امّا حلّ مسئلهء وجود استعدادها در درون انسانى كه هر يك از آنها داراى هويّتها و خواصّ معيّنى مى باشد ، تنها با تجرّد نفس كه در قسمت اوّل از اين مباحث با چهارده دليل اثبات شد ، قابل حلّ مى باشد ، زيرا با فرض تجرّد نفس است كه مى توان استعدادها را به آن نسبت داد ، نه ساختمان فيزيولوژيك مغز و ديگر اعضاء مادّى ، اگر چه ميدان بروز آثار و فعّاليّت آن استعدادها مغز و ديگر اعضاى مادّى انسان مى باشد ، زيرا استعداد هر چه باشد ، ثبات و استمرار دارد ، در صورتى كه همهء موجوديّت مغز در حال حركت و دگرگونى است . براى روشنتر شدن اين راه حلّ كافى است كه كمّيّت بسيار زياد و كيفيّت بسيار متنوّع استعدادها را در نظر بگيريم . [ مطالعه كنندهء محترم مى تواند براى ملاحظه كمّيّت بسيار زياد و كيفيّت بسيار متنوّع استعدادها به مجلَّد اوّل از همين ترجمه و تفسير تحت عنوان مختصّات انسانى مراجعه فرمايد ] محلّ اين استعدادها كجا است اينها چگونه بىتزاحم و تصادم و بدون پذيرش تقسيم عينى در ميدان فيزيولوژى بدن وجود دارند آيا مجموع اين استعدادها من است اگر چنين باشد ، چه حقيقتى و كدامين عاملى است كه تنظيم آنها را در درون بعهده گرفته است و دهها امثال اين مسائل در بارهء استعدادها وجود دارد كه موضوعات آنها قابل مشاهده با حواسّ و دقيقترين ابزار شناخت و آزمايشها نمى باشند . بدون فرض تجرّد نفس كه استعدادهاى انسانى را در بر داشته و بوسيلهء بكار انداختن حواسّ و تعقّل و ديگر وسائل معرفت و همچنين بوسيلهء عوامل خارجى كه با آن استعدادها ارتباط تأثيرى برقرار ميكنند ، حلّ